沙姆斯集 · G946 · 11 联
غزل شمارهٔ ۹۴۶
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G946:1 میان باغ، گل سرخ، های و هو داردکه «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»
- G946:2 پیالهای به من آورد لاله که «بخوری؟»خورم؛ چرا نخورم؟ بنده هم گلو دارد
- G946:3 گلو چه حاجت مینوش بیگلو و دهانرحیق غیب که طعم سقا همو دارد
- G946:4 چو سال سال نشاطست و روز روز طربخنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
- G946:5 چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گلکسی که ساقی باقی ماه رو دارد
- G946:6 به آفتاب جلالت که ذره ذره عشقنهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد
- G946:7 سؤال کردم از گل که بر که میخندیجواب داد بدان زشت کو دو شو دارد
- G946:8 غلام کور که او را دو خواجه میبایدچو سگ همیشه مقام او میان کو دارد
- G946:9 سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیستجواب داد که گلزار صد عدو دارد
- G946:10 هزار بار چمن را بسوخت و بازآراستچه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
- G946:11 ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیستوگرچه دفع دهد دم مخور که او دارد
ganjoor: sh946 · public domain