沙姆斯集 · G991 · 7 联
غزل شمارهٔ ۹۹۱
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G991:1 عشق جانان مرا ز جان ببریدجان به عشق اندرون ز خود برهید
- G991:2 زانک جان محدثست و عشق قدیمهرگز این در وجود آن نرسید
- G991:3 عشق جانان چو سنگ مغناطیسجان ما را به قرب خویش کشید
- G991:4 باز جان را ز خویشتن گم کردجان چو گم شد وجود خویش بدید
- G991:5 بعد از آن باز با خود آمد جاندام عشق آمد و در او پیچید
- G991:6 شربتی دادش از حقیقت عشقجمله اخلاصها از او برمید
- G991:7 این نشان بدایت عشق استهیچ کس در نهایتش نرسید
ganjoor: sh991 · public domain