M2:743 — هم عیال تو بیاسودی اگر / در میانه داشتی حجرهٔ دگر
M2:743
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
دوست صاحبخانه به مرد غریب میگوید که اگر این خانهٔ خراب یک اتاق دیگر هم داشت، خانوادهٔ تو نیز در آن راحت و آسوده بودند.
این بیت بخشی از یک «مَثَل» یا حکایت تمثیلی است. مردی غریب و آواره با شتاب دنبال خانه میگردد و دوستی او را به خانهای خراب میبرد. دوستش با حسرت میگوید: «اگر این خانه سقف داشت، میتوانستی همسایهٔ من شوی.» سپس در این بیت، حسرت دیگری را اضافه میکند: «و اگر یک اتاق دیگر هم داشت، خانوادهات هم آسوده بودند.»
نکتهٔ اصلی داستان در بیت بعدی آشکار میشود که مرد غریب پاسخ میدهد: «درست است که همسایگی با یاران خوب است، اما نمیتوان در «اگر» زندگی کرد.» مولانا از این گفتگوی ساده برای نقد کردن زندگی مبتنی بر آرزوهای واهی و شرطی استفاده میکند. خانۀ خراب، نماد یک وضعیت ناقص و ناکامل (چه در دنیا و چه در معنا) است که با «اگر» و «ای کاش» نمیتوان آن را آباد کرد. این بیت، اوج خیالپردازی و وعدههای پوچ را نشان میدهد که فرد عاقل فریب آن را نمیخورد و به دنبال واقعیتی ملموس و حقیقی است، نه خوشیهای خیالی و دروغین (خوش تزویر).
- عیال
- خانواده، زن و فرزندان
- بیاسودی
- آسوده میشد، راحت میشد (فعل گذشته از مصدر آسودن)
- حجره
- اتاق، غرفه
- دگر
- دیگر
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.