اقرأ دفتر ٣ دعاء موسى لذلك الشخص أن يموت على الإيمان بيت ٣٣٨٩

M3:3389 — او به دریا رفت و مرغ‌آبی نبود / گشت غرقه دست گیرش ای ودود

او به دریا رفت و مرغ‌آبی نبودگشت غرقه دست گیرش ای ودود
✦ اعرض هذا البيت بـ العربية

M3:3389

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — من محاضراته المسجلة عن المثنوي

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 08 — [01:01:10] ظرفیت رازدانی و قصه مرد و حضرت موسی

کسی که رازدان میشه، اون وقت ظرفیت فراخی هم باید داشته باشه. قصه خیلی مشهوری مولوی تو دفتر سوم داره، خیلی قصه زیبایی‌ست برای کسی که رازدان بود اما نمی‌توانست از رازدانیش حسن استفاده کنه. کسی اومد پیش حضرت موسی و گفت آقا به من بگو، رازهایی رو به من یاد بده. و از جمله این رازها، زبان حیوانات رو به من یاد بده. حیوونا با هم حرف می‌زنن. هی حضرت موسی بهش گفتش که ببین این درخور تو نیست. گفت نه و التماس زیادی کرد و بالاخره یاد گرفت. اومد خونه‌شون، آدم زرنگ کاسب‌کاری بود. دید که این استرش با اون سگ خونه دارن صحبت می‌کنن، میگن که فردا این غلام خونه از بین خواهد رفت، می‌میره. تا این رو شناخت، صاحب‌خونه رفت غلامه رو فروخت و به دیگری انداخت. پس فردا اومد تو خونه باز دید که اینا دارن با همدیگه صحبت می‌کنن که مثلاً اون خروس خونه نمی‌دونم چی، اونم خواهد رفت. این رو هم فروخت. همینطوری تا دو سه روز بعد اومد و دید که اینا دارن به هم میگن که خود این صاحب‌خونه فردا می‌میره. اینجا بود که پریشان رفت پیش موسی. موسی گفت دیگه راه حلی نداره.

به زبانِ تو — بلغتك · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.