ديوان شمس غزل ١٠ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G10 · ٧ بيتًا

غزل شمارهٔ ۱۰

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G10:1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفامهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با
  2. G10:2 بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شداستیزه‌رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
  3. G10:3 بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکدآخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
  4. G10:4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهانتو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
  5. G10:5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد‌، او شیر باشد نیست مردبسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
  6. G10:6 نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُدگر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها
  7. G10:7 شمشیرم و خون‌ریز من‌، هم نرمم و هم تیز منهمچون جهان فانی‌ام ظاهر خوش و باطن بلا

ganjoor: sh10 · public domain