ديوان شمس› غزل ١١٢٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1124 · ٩ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۱۲۴
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1124:1 تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست واربر مثل ذرهها رقص کنان پیش یار
- G1124:2 شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخترقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار
- G1124:3 از قدح جام وی مست شده کو و کیگرم شده جام دی سرد شده جان نار
- G1124:4 روح بشارت شنید پرده جان بردریدرایت احمد رسید کفر بشد زار زار
- G1124:5 بانگ زده آن هما هر کی که هست از شمادور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار
- G1124:6 گفته دل من بدو کای صنم تندخوچون برهد آن که او گشت به زخمت شکار
- G1124:7 عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آنشد طرفی زعفران شد طرفی لاله زار
- G1124:8 آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیرزاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار
- G1124:9 منکر شه کور زاد بیخبر و کور باداز شه ما شمس دین در تبریز افتخار
ganjoor: sh1124 · public domain