ديوان شمس› غزل ١٢٠٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1202 · ١٣ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۲۰۲
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1202:1 به آفتاب شهم گفت هین مکن این نازکه گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز
- G1202:2 دمی که شعشعه این جمال درتابدصد آفتاب شود آن زمان سیاه و مجاز
- G1202:3 کسی شود به تو غره که روی دوست ندیدکسی که دید مرا کی کند تو را اعزاز
- G1202:4 ز گازران مگریز و به زیر ابر مروکه ابر را و تو را من درآورم به نیاز
- G1202:5 اگر چه جان و جهانی خوش به توست جهاننگون شوی چو رخم دلبری کند آغاز
- G1202:6 مرا هزار جهانست پر ز نور و نعیمچه ناز میرسدت با من ای کمین خباز
- G1202:7 عباد را برهانم ز نان و از نانباحیات من بدهدشان حیات و عمر دراز
- G1202:8 ز آفتاب گذشتیم خیز ای ناهیدبیار باده و نقل و نبات و نی بنواز
- G1202:9 زمانه با تو نسازد تو سازوارش کنبه چنگ ما ده سغراق و چنگ را ده ساز
- G1202:10 نبات و جامد و حیوان همه ز تو مستنددمی بدین دو سه مخمور بینوا پرداز
- G1202:11 حیات با تو خوشست و ممات با تو خوشستگهیم همچو شکر بفسران گهی بگداز
- G1202:12 چو ماه همره من شد سفر مرا حضرستبه زیر سایه او میروم نشیب و فراز
- G1202:13 ز آسمان شنوم من که عاقبت محمودخموش باش که محمود گشت کار ایاز
ganjoor: sh1202 · public domain