ديوان شمس غزل ١٢٧٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G1274 · ١٤ بيتًا

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G1274:1 خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما تُرُشزین شکرستان برو! هست کس این جا تُرُش
  2. G1274:2 در شکرستانِ دل قند بود هم خجلتو ز کجا آمدی ابرو و سیما تُرُش ؟
  3. G1274:3 بر فلک آن طوطیان جمله شکر می‌خورندگر نپری بر فلک منگر بالا ترش
  4. G1274:4 رستم میدان فکر پیش عروسان بکرهیچ بود در وصال وقت تماشا ترش
  5. G1274:5 هر کی خورد می صبوح، روز بود شیرگیرهر کی خورد دوغ هست امشب و فردا ترش
  6. G1274:6 مؤمن و ایمان و دین ذوق و حلاوت بودتو به کجا دیده‌ای طبله حلوا ترش ؟
  7. G1274:7 این ترشی‌ها همه پیش تو زان جمع شدجنس رود سوی جنس ترش رود با ترش
  8. G1274:8 والله هر میوه‌ای کاو نپزد ز آفتابگرچه بود نیشکر نبود الا ترش
  9. G1274:9 سوزش خورشید عشق صبر بوَد صبر کنروز دو سه صبر بِهْ مذهب تو با ترش
  10. G1274:10 هر کی ترش بینی‌اش دانک ز آتش گریختغوره که در سایه ماند هست سر و پا ترش
  11. G1274:11 دعوه دل کرده‌ای وعده وفا کن مباشدر صف دعوی چو شیر وقت تقاضا ترش
  12. G1274:12 بنگر در مصطفی چونک ترش شد دمیکرده عتابش عبس خواند مر او را ترش
  13. G1274:13 خامش و تهمت منه خواجه ترش نیست لیکگه گه قاصد کند مردم دانا ترش
  14. G1274:14 او چو شکر بوده است دل ز شکر پُر ولیکدر ادب کودکان باشد لالا ترش

ganjoor: sh1274 · public domain