ديوان شمس غزل ١٣٢٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G1327 · ١١ بيتًا

غزل شمارهٔ ۱۳۲۷

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G1327:1 تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگخراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ
  2. G1327:2 جهان شکست و تو یار شکستگان باشیکجاست مست تو را از چنین خرابی ننگ
  3. G1327:3 فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخزمین ز شادی گنج تو خیره مانده و دنگ
  4. G1327:4 وظیفه تو رسید و نیافت راه ز درزهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ
  5. G1327:5 شنیده‌ایم که شاهان به جنگ بستانندندیده‌ایم که شاهان عطا دهند به جنگ
  6. G1327:6 ز سنگ چشمه روان کرده‌ای و می‌گوییبیا عطا بستان ای دل فسرده چو سنگ
  7. G1327:7 کنار و بوسه رومی رخانت می‌بایدز رویِ آینهٔ دلْ به عشق بزدا زنگ
  8. G1327:8 تعلقیست عجب زنگ را بدین رومیتعلقیست نهانی میان موش و پلنگ
  9. G1327:9 دهان ببند که تا دل دهانه بگشایدفروخورد دو جهان را به یک زمان چو نهنگ
  10. G1327:10 چو ما رویم ره دل هزار فرسنگستچو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ
  11. G1327:11 اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاستچرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ

ganjoor: sh1327 · public domain