ديوان شمس› غزل ١٥٣٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1535 · ١٠ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۵۳۵
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1535:1 بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیمکه تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
- G1535:2 چو مؤمن آینهیْ مؤمن یقین شدچرا با آینه ما روگرانیم؟
- G1535:3 کریمان جان فدایِ دوست کردندسگی بگذار، ما هم مردمانیم
- G1535:4 فسون قل اعوذ و قل هو اللهچرا در عشق همدیگر نخوانیم؟
- G1535:5 غرضها تیره دارد دوستی راغرضها را چرا از دل نرانیم؟
- G1535:6 گهی خوشدل شوی از من که میرمچرا مردهپرست و خصمِ جانیم؟
- G1535:7 چو بعدِ مرگ خواهی آشتی کردهمه عمر از غمت در امتحانیم
- G1535:8 کنون پندار مُردم، آشتی کنکه در تسلیم، ما چون مردگانیم
- G1535:9 چو بر گورم بخواهی بوسه دادنرُخم را بوسه ده، کاکنون همانیم
- G1535:10 خمش کن مردهوار ای دل، ازیرابه هستی متهم ما زین زبانیم
ganjoor: sh1535 · public domain