ديوان شمس› غزل ١٦٢٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1628 · ٨ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۶۲۸
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1628:1 دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدممست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم
- G1628:2 جهت مهر سلیمان همه تن موم شدموز پی نور شدن موم مرا مالیدم
- G1628:3 رای او دیدم و رای کژ خود افکندمنای او گشتم و هم بر لب او نالیدم
- G1628:4 او به دست من و کورانه به دستش جستممن به دست وی و از بیخبران پرسیدم
- G1628:5 ساده دل بودم و یا مست و یا دیوانهترس ترسان ز زر خویش همیدزدیدم
- G1628:6 از ره رخنه چو دزدان به رز خود رفتمهمچو دزدان سمن از گلشن خود می چیدم
- G1628:7 بس کن و راز مرا بر سر انگشت مپیچکه من از پنجه پیچ تو بسی پیچیدم
- G1628:8 شمس تبریز که نور مه و اختر هم از اوستگرچه زارم ز غمش همچو هلال عیدم
ganjoor: sh1628 · public domain