ديوان شمس› غزل ١٧٦٠ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1760 · ١٢ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۷۶۰
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1760:1 به خدایی که در ازل بودهستحی و دانا و قادر و قیوم
- G1760:2 نور او شمعهای عشق فروختتا بشد صد هزار سر معلوم
- G1760:3 از یکی حکم او جهان پر شدعاشق و عشق و حاکم و محکوم
- G1760:4 در طلسمات شمس تبریزیگشت گنج عجایبش مکتوم
- G1760:5 که از آن دم که تو سفر کردیاز حلاوت جدا شدیم چو موم
- G1760:6 همه شب همچو شمع می سوزیمز آتشش جفت وز انگبین محروم
- G1760:7 در فراق جمال او ما راجسم ویران و جان در او چون بوم
- G1760:8 آن عنان را بدین طرف برتابزفت کن پیل عیش را خرطوم
- G1760:9 بیحضورت سماع نیست حلالهمچو شیطان طرب شده مرحوم
- G1760:10 یک غزل بیتو هیچ گفته نشدتا رسید آن مشرفه مفهوم
- G1760:11 بس به ذوق سماع نامه توغزلی پنج شش بشد منظوم
- G1760:12 شام ما از تو صبح روشن بادای به تو فخر شام و ارمن و روم
ganjoor: sh1760 · public domain