ديوان شمس› غزل ١٨٧٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1875 · ١٣ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۸۷۵
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1875:1 ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زنزخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
- G1875:2 گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نهور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
- G1875:3 ازواج موافق را شربت ده و دم دم دهامشاج منافق را درهم زن و برهم زن
- G1875:4 اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نهمخمور یتیمی را بر جام محرم زن
- G1875:5 در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نووان آهوی یاهو را بر کلب معلم زن
- G1875:6 اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردموان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن
- G1875:7 گر صادق صدیقی در غار سعادت روچون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
- G1875:8 جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جانجانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
- G1875:9 خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زایدزان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
- G1875:10 گر دار فنا خواهی تا دار بقا گرددآن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
- G1875:11 خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسهآن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
- G1875:12 من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دلاز زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
- G1875:13 تو دشمن غمهایی خاموش نمیشاییهر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن
ganjoor: sh1875 · public domain