ديوان شمس غزل ١٩٧٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G1972 · ١٢ بيتًا

غزل شمارهٔ ۱۹۷۲

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G1972:1 عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببینجوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
  2. G1972:2 عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشوتا فلان گوید چنان و آن فلان گوید چنین
  3. G1972:3 من غلام آن گل بینا که فارغ باشد اوکان فلانم خار خواند وان فلانم یاسمین
  4. G1972:4 دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مروکان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین
  5. G1972:5 ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرمکز خمارش سجده آرد شهپر روح الامین
  6. G1972:6 چشم نرگس را مبند و چشم کرکس را مگیرچشم اول را مبند و چشم احول را مبین
  7. G1972:7 عاشقان صورتی در صورتی افتاده‌اندچون مگس کز شهد افتد در طغار دوغگین
  8. G1972:8 شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدیبا چنان پرها چه غم باشد تو را از آب و طین
  9. G1972:9 گر همی‌خواهی که جبریلت شود بنده بروسجده‌ای کن پیش آدم زود ای دیو لعین
  10. G1972:10 بادیه خون خوار اگر واقف شدی از کعبه‌امهر طرف گلشن نمودی هر طرف ماء معین
  11. G1972:11 ای به نظاره بد و نیک کسان درماندهچون بدین راضی شدی یارب تو را بادا معین
  12. G1972:12 چون امانت‌های حق را آسمان طاقت نداشتشمس تبریزی چگونه گستریدش در زمین

ganjoor: sh1972 · public domain