ديوان شمس› غزل ٢٠٢٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2028 · ١٢ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۰۲۸
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2028:1 گرچه بسی نشستم در نار تا به گردناکنون در آب وصلم با یار تا به گردن
- G2028:2 گفتم که تا به گردن در لطفهات غرقمقانع نگشت از من دلدار تا به گردن
- G2028:3 گفتا که سر قدم کن تا قعر عشق میروزیرا که راست ناید این کار تا به گردن
- G2028:4 گفتم سر من ای جان نعلین توست لیکنقانع شو ای دو دیده این بار تا به گردن
- G2028:5 گفتا تو کم ز خاری کز انتظار گلهادر خاک بود نُه مَه آن خار تا به گردن
- G2028:6 گفتم که خار چه بود کز بهر گلستانتدر خون چو گل نشستم بسیار تا به گردن
- G2028:7 گفتا به عشق رستی از عالم کشاکشکان جا همیکشیدی بیگار تا به گردن
- G2028:8 رستی ز عالم اما از خویشتن نرستیعار است هستی تو وین عار تا به گردن
- G2028:9 عیاروار کم نه تو دام و حیله کم کندر دام خویش ماند عیار تا به گردن
- G2028:10 دامی است دام دنیا کز وی شهان و شیرانماندند چون سگ اندر مردار تا به گردن
- G2028:11 دامی است طرفهتر زین کز وی فتاده بینیبیعقل تا به کعب و هشیار تا به گردن
- G2028:12 بس کن ز گفتن آخر کان دم بود بریدهکز تاسه نبود آخر گفتار تا به گردن
ganjoor: sh2028 · public domain