ديوان شمس غزل ٢٠٦٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G2063 · ١٠ بيتًا

غزل شمارهٔ ۲۰۶۳

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G2063:1 ای رخ خندان تو مایه صد گلستانباغ خدایی درآ خار بده گل ستان
  2. G2063:2 جامه تن را بکن جان برهنه ببینجان برهنه خوش است تا چه کنی جامه دان
  3. G2063:3 هین که نه‌ای بی‌زبان پیش چنین جان‌هاقصه نی بی‌زبان نعره جان بی‌دهان
  4. G2063:4 آمد امروز یار گفت سلام علیکچرخ و زمین را مجو از نفسش آن زمان
  5. G2063:5 خسرو خوبان بخواست از صنمان سرخراجخاست غریو از فلک وز سوی مه کالامان
  6. G2063:6 لعل لب او که دور از لب و دندان توخواند فسون‌های عشق خواجه ببین این نشان
  7. G2063:7 آمد غماز عشق گفت در این گوش منیار میان شماست خوب و لطیف و نهان
  8. G2063:8 دامن دل را کشید یار به یک گوشه‌ایگوشه بس بوالعجب زان سوی هفت آسمان
  9. G2063:9 گفت ترایم ولیک هر که بگوید ز منشرح دهد از لبم ده بزنش بر دهان
  10. G2063:10 و آنک بگوید ز تو برد مرا و تو راو آنک بگوید ز من دور شد از هر دوان

ganjoor: sh2063 · public domain