ديوان شمس› غزل ٢١٣٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2135 · ١٢ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۱۳۵
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2135:1 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای توپیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
- G2135:2 ای میلها در میلها وی سیلها در سیلهارقصان و غلتان آمده تا ساحل دریای تو
- G2135:3 با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از سر کلهچون ماه رو بالا کند تا بنگرد بالای تو
- G2135:4 در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بیدلانبر پردههای واصلان در روضه خضرای تو
- G2135:5 ای جانها دیدارجو دلها همه دلدارجوای برگشاده چارجو در باغ باپهنای تو
- G2135:6 یک جو روان ماء معین یک جوی دیگر انگبینیک جوی شیر تازه بین یک جو می حمرای تو
- G2135:7 تو مهلتم کی میدهی می بر سر می میدهیکو سر که تا شرحی کنم از سرده صهبای تو
- G2135:8 من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گرانیک دم نمییابد امان از عشق و استسقای تو
- G2135:9 ای ماه سیمین منطقه با عشق داری سابقهوی آسمان هم عاشقی پیداست در سیمای تو
- G2135:10 عشقی که آمد جفت دل شد بس ملول از گفت دلای دل خمش تا کی بود این جهد و استقصای تو
- G2135:11 دل گفت من نای ویم نالان ز دمهای ویمگفتم که نالان شو کنون جان بنده سودای تو
- G2135:12 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکمحمدا لعشق شامل بگرفته سر تا پای تو
ganjoor: sh2135 · public domain