ديوان شمس غزل ٢١٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G217 · ٢٠ بيتًا

غزل شمارهٔ ۲۱۷

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G217:1 چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو رادرآ درآ به سعادت درت گشاد خدا
  2. G217:2 که برگشاید درها مفتح الابوابکه نزل و منزل بخشید نحن نزلنا
  3. G217:3 که دانه را بشکافد ندا کند به درختکه سر برآر به بالا و می فشان خرما
  4. G217:4 که دردمید در آن نی که بود زیر زمینکه گشت مادر شیرین و خسرو حلوا
  5. G217:5 کی کرد در کف کان خاک را زر و نقرهکی کرد در صدفی آب را جواهرها
  6. G217:6 ز جان و تن برهیدی به جذبه جانانز قاب و قوس گذشتی به جذب او ادنی
  7. G217:7 هم آفتاب شده مطربت که خیز سجودبه سوی قامت سروی ز دست لاله صلا
  8. G217:8 چنین بلند چرا می‌پرد همای ضمیرشنید بانگ صفیری ز ربی الاعلی
  9. G217:9 گل شکفته بگویم که از چه می‌خنددکه مستجاب شد او را از آن بهار دعا
  10. G217:10 چو بوی یوسف معنی گل از گریبان یافتدهان گشاد به خنده که‌های یا بشرا
  11. G217:11 به دی بگوید گلشن که هر چه خواهی کنبه فر عدل شهنشه نترسم از یغما
  12. G217:12 چو آسمان و زمین در کفش کم از سیبی‌ستتو برگ من بربایی کجا بری و کجا
  13. G217:13 چو اوست معنی عالم به اتفاق همهبجز به خدمت معنی کجا روند اسما
  14. G217:14 شد اسم مظهر معنی کاردت ان اعرفوز اسم یافت فراغت بصیرت عرفا
  15. G217:15 کلیم را بشناسد به معرفت‌هاروناگر عصاش نباشد وگر ید بیضا
  16. G217:16 چگونه چرخ نگردد بگرد بام و درشکه آفتاب و مه از نور او کنند سخا
  17. G217:17 چو نور گفت خداوند خویشتن را نامغلام چشم شو ایرا ز نور کرد چرا
  18. G217:18 از این همه بگذشتم نگاه دار تو دستکه می‌خرامد از آن پرده مست یوسف ما
  19. G217:19 چه جای دست بود عقل و هوش شد از دستکه ساقی‌ست دلارام و باده اش گیرا
  20. G217:20 خموش باش که تا شرح این همو گویدکه آب و تاب همان به که آید از بالا

ganjoor: sh217 · public domain