ديوان شمس› غزل ٢٢٣٩ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2239 · ١٢ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۲۳۹
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2239:1 رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کوگفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کو
- G2239:2 گفتم فریضه دارم آخر نشان دهیدمن دوستدار خواجهام آخر نیم عدو
- G2239:3 گفتند خواجه عاشق آن باغبان شدهستاو را به باغها جو یا بر کنار جو
- G2239:4 مستان و عاشقان بر دلدار خود روندهر کس که گشت عاشق رو دست از او بشو
- G2239:5 ماهی که آب دید نپاید به خاکدانعاشق کجا بماند در دور رنگ و بو
- G2239:6 برف فسرده کو رخ آن آفتاب دیدخورشید پاک خوردش اگر هست تو به تو
- G2239:7 خاصه کسی که عاشق سلطان ما بودسلطان بینظیر وفادار قندخو
- G2239:8 آن کیمیای بیحد و بیعد و بیقیاسبر هر مسی که برزد زر شد به ارجعوا
- G2239:9 در خواب شو ز عالم وز شش جهت گریزتا چند گول گردی و آواره سو به سو
- G2239:10 ناچار می برندت باری به اختیارتا پیش شاه باشدت اعزاز و آبرو
- G2239:11 گر ز آنک در میانه نبودی سرخریاسرار کشف کردی عیسیت مو به مو
- G2239:12 بستم ره دهان و گشادم ره نهانرستم به یک قنینه ز سودای گفت و گو
ganjoor: sh2239 · public domain