ديوان شمس› غزل ٢٢٥٩ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2259 · ١٤ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۲۵۹
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2259:1 هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تومی چون ارغوان بده که شکفت ارغوان تو
- G2259:2 بفشاریم شیره از شکرانگور باغ توبفشانیم میوهها ز درخت جوان تو
- G2259:3 بمران جان و عقل را ز سر خوان فضل خودچه خورد یا چه کم کند مگسی دو ز خوان تو
- G2259:4 طمع جمله طامعان بود از خرمنت جویدو ده مختصر بود دو جهان در جهان تو
- G2259:5 همه روز آفتاب اگر ز ضیا تیغ میزندبه کم از ذره میشود ز نهیب سنان تو
- G2259:6 چو زمین بوس میکند پی تو جان آسمانبه چه پر برپرد زمین به سوی آسمان تو
- G2259:7 بنشیند شکسته پر سوی تو میکند نظرکه همین جاش میرسد مدد ارمغان تو
- G2259:8 نه گذشتهست در جهان نه شب و نی سحرگهانکه دمم آتشین نشد ز دم پاسبان تو
- G2259:9 نه مرا وعده کردهای نه که سوگند خوردهایکه به هنگام برشدن برسد نردبان تو
- G2259:10 چو بدان چشم عبهری به سوی بنده بنگریبپرد جانش از مکان به سوی لامکان تو
- G2259:11 بنوازیش کای حزین مخور اندوه بعد از اینکه خروشید آسمان ز خروش و فغان تو
- G2259:12 منم از مادر و پدر به نوازش رحیمترجهت پختگی تو برسید امتحان تو
- G2259:13 بکنم باغ و جنتی و دوایی ز درد توبکنم آسمان تو به از این از دخان تو
- G2259:14 همه گفتیم و اصل را بنگفتیم دلبراکه همان به که راز تو شنوند از دهان تو
ganjoor: sh2259 · public domain