ديوان شمس› غزل ٢٧٧٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2777 · ٩ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۷۷۷
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2777:1 شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنیچاره او یابد که تُش بیچارگی روزی کنی
- G2777:2 عشق جامه میدراند عقل بخیه میزندهر دو را زهره بدرّد چون تو دلدوزی کنی
- G2777:3 خوش بسوزم همچو عود و نیست گردم همچو دودخوشتر از سوزش چه باشد چون تو دلسوزی کنی
- G2777:4 گه لباس قهر درپوشی و راه دل زنیگه بگردانی لباس آیی قلاووزی کنی
- G2777:5 خوش بچر ای گاو عنبربخش نفس مطمئندر چنین ساحل حلال است ار تو خوش پوزی کنی
- G2777:6 طوطیی که طمع اسب و مرکب تازی کنیماهیی که میل شعر و جامه توزی کنی
- G2777:7 شیر مستی و شکارت آهوان شیرمستبا پنیر گنده فانی کجا یوزی کنی
- G2777:8 چند گویم قبله کامشب هر یکی را قبلهای استقبلهها گردد یکی گر تو شب افروزی کنی
- G2777:9 گر ز لعل شمس تبریزی بیابی مایهایکمترین پایه فراز چرخ پیروزی کنی
ganjoor: sh2777 · public domain