ديوان شمس غزل ٢٨٤٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G2845 · ٧ بيتًا

غزل شمارهٔ ۲۸۴۵

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G2845:1 بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادیصنما چرا نیفتم ز چنان میی که دادی
  2. G2845:2 صنما چنان فتادم که به حشر هم نخیزمچو چنان قدح گرفتی سر مشک را گشادی
  3. G2845:3 شده‌ام خراب لیکن قدری وقوف دارمکه سرم تو برگرفتی به کنار خود نهادی
  4. G2845:4 صنما ز چشم مستت که شرابدار عشق استبدهی می و قدح نی چه عظیم اوستادی
  5. G2845:5 کرم تو است این هم که شراب برد عقلمکه اگر به عقل بودی شکافدی ز شادی
  6. G2845:6 قدحی به من بدادی که همی‌زنم دو دستککه به یک قدح برستم ز هزار بی‌مرادی
  7. G2845:7 به دو چشم شوخ مستت که طرب بزاد از ویکه تو روح اولینی و ز هیچ کس نزادی

ganjoor: sh2845 · public domain