ديوان شمس غزل ٣٠٥٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G3056 · ١١ بيتًا

غزل شمارهٔ ۳۰۵۶

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G3056:1 خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوریچه جای غم که ز هر شادمان گرو ببری
  2. G3056:2 فرشته‌ای کنمت پاک با دو صد پر و بالکه در تو هیچ نماند کدورت بشری
  3. G3056:3 نمایمت که چگونه‌ست جان رسته ز تنفشانده دامن خود از غبار جانوری
  4. G3056:4 در آن صبوح که ارواح راح خاص خورندتو را خلاص نمایم ز روز و شب شمری
  5. G3056:5 قضا که تیر حوادث به تو همی‌انداختتو را کند به عنایت از آن سپس سپری
  6. G3056:6 روان شده‌ست نسیم از شکرستان وصالکه از حلاوت آن گم کند شکر شکری
  7. G3056:7 ز بامداد بیاورد جام چون خورشیدکه جزو جزو من از وی گرفت رقص گری
  8. G3056:8 چو سخت مست شدم گفت هین دگر بدهمکه تا میان من و تو نماند این دگری
  9. G3056:9 بده بده هله ای جان ساقیان جهانکرم کریم نماید قمر کند قمری
  10. G3056:10 به آفتاب جلال خدای بی‌همتانیافت چون تو مهی چرخ ازرق سفری
  11. G3056:11 تمام این تو بگو ای تمام در خوبیکه بسته کرد مرا سکر باده سحری

ganjoor: sh3056 · public domain