ديوان شمس غزل ٦٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G63 · ٨ بيتًا

غزل شمارهٔ ۶۳

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G63:1 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت راچو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را
  2. G63:2 چو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهمچو پنهان شد درآید غم نبینی شاد صورت را
  3. G63:3 اگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانستبسی جانی که چون آتش دهد بر باد صورت را
  4. G63:4 وگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمنکه مکر عقل بد در تن کند بنیاد صورت را
  5. G63:5 چه داند عقل کژخوانش مپرس از وی مرنجانشهمان لطف و همان دانش کند استاد صورت را
  6. G63:6 زهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوریچنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را
  7. G63:7 جهانی را کشان کرده بدن‌هاشان چو جان کردهبرای امتحان کرده ز عشق استاد صورت را
  8. G63:8 چو با تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدماز آن سری کز او دیدم همه ایجاد صورت را

ganjoor: sh63 · public domain