ديوان شمس› غزل ٧٠٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G708 · ١١ بيتًا
غزل شمارهٔ ۷۰۸
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G708:1 برخیز که ساقی اندر آمدوآن جان هزار دلبر آمد
- G708:2 آمد می ناب وز پی نُقلبادام و نبات و شکر آمد
- G708:3 آن جان و جهان رسید و از ویصد جان جهان مصور آمد
- G708:4 مُشک آمد پیش طرهٔ اوکآن طره ز حسن بر سر آمد
- G708:5 زد حلقهٔ مشک فام و میگفت«بگشای که بنده عنبر آمد»
- G708:6 از تابش لعل او چه گویم؟کز لعل و عقیق برتر آمد
- G708:7 زان سنبل ابروش حیاتمبا برگ و لطیف و اخضر آمد
- G708:8 در ده می خام و بین که ما رادر مجلس خام دیگر آمد
- G708:9 آن رائت سرخ کز نهیبشاسپاه فرج مظفر آمد
- G708:10 هر کار که بسته گشت و مشکلآن کار بِدو میسر آمد
- G708:11 می ده که سر سخن ندارمزیرا که سخن چو لنگر آمد
ganjoor: sh708 · public domain