ديوان شمس› غزل ٧٦٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G765 · ٩ بيتًا
غزل شمارهٔ ۷۶۵
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G765:1 هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
- G765:2 در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
- G765:3 و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
- G765:4 نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّدنهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
- G765:5 چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُرتو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
- G765:6 به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم اونکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
- G765:7 همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشدبدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
- G765:8 دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالشبه که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
- G765:9 هله خاموش که بیگفت از این می همگان رابچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
ganjoor: sh765 · public domain