ديوان شمس غزل ٨٠٠ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · G800 · ١٢ بيتًا

غزل شمارهٔ ۸۰۰

افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.

  1. G800:1 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شودور نکوبی به درشتی در هجران چه شود
  2. G800:2 ور به یاری و کریمی شبکی روز آریاز برای دل پرآتش یاران چه شود
  3. G800:3 ور دو دیده به تماشای تو روشن گرددکوری دیده ناشسته شیطان چه شود
  4. G800:4 ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رختهمه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود
  5. G800:5 آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیستپر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود
  6. G800:6 ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نواین غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود
  7. G800:7 ور سواره تو برانی سوی میدان آییتا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود
  8. G800:8 دل ما هست پریشان تن تیره شده جمعصاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود
  9. G800:9 به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیستبهر ما گر برود ماه به میزان چه شود
  10. G800:10 چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشیدگر خر نفس شود لایق جولان چه شود
  11. G800:11 بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایستگر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
  12. G800:12 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیورجمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

ganjoor: sh800 · public domain