اقرأ› دفتر ٢› قسم ١٠٨ → السابق · التالي ←
بخش ۱۰۸ - سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن
الكلام بلسان الحال وفهمه
- M2:3634 ماجرای شمع با پروانه توبشنو و معنی گزین ز افسانه تو
- M2:3635 گرچه گفتی نیست سِرّ گفت هستهین به بالا پر مپر چون جغد پست
- M2:3636 گفت در شطرنج کین خانهٔ رُخ استگفت خانه از کجاش آمد به دست؟
- M2:3637 خانه را بخرید یا میراث یافت؟فرخ آنکس کو سوی معنی شتافت
- M2:3638 گفت نحوی زید عمروا قد ضربگفت چونش کرد بی جرمی ادب
- M2:3639 عمرو را جرمش چه بد کان زید خامبی گنه او را بزد همچون غلام
- M2:3640 گفت این پیمانهٔ معنی بودگندمی بستان که پیمانهست رد
- M2:3641 زید و عمروا، ز بهر اعرابست و سازگر دروغست آن تو با اعراب ساز
- M2:3642 گفت نی من آن ندانم عمرو رازید چون زد بیگناه و بیخطا
- M2:3643 گفت از ناچار و لاغی بر گشودعمرو یک واو فزون دزدیده بود
- M2:3644 زید واقف گشت دزدش را بزدچونک از حد برد او را حد سزد