اقرأ دفتر ٢ قسم ٥٦ → السابق · التالي ←

بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

إحالة السائل ذلك العظيم إلى الكلام بالحيلة، وهو الذي كان قد تظاهر بالجنون

  1. M2:2340 آن یکی می‌گفت خواهم عاقلیمشورت آرم بدو در مشکلی
  2. M2:2341 آن یکی گفتش که اندر شهر مانیست عاقل جز که آن مجنون‌نما
  3. M2:2342 بر نیی گشته سواره نک فلانمی‌دواند در میان کودکان
  4. M2:2343 صاحب رایست و آتش‌پاره‌ایآسمان قدرست و اخترباره‌ای
  5. M2:2344 فر او کروبیان را جان شدستاو درین دیوانگی پنهان شدست
  6. M2:2345 لیک هر دیوانه را جان نشمریسر منه گوساله را چون سامری
  7. M2:2346 چون ولیی آشکارا با تو گفتصد هزاران غیب و اسرار نهفت
  8. M2:2347 مر ترا آن فهم و آن دانش نبودوا ندانستی تو سرگین را ز عود
  9. M2:2348 از جنون خود را ولی چون پرده ساختمر ورا ای کور کی خواهی شناخت
  10. M2:2349 گر ترا بازست آن دیدهٔ یقینزیر هر سنگی یکی سرهنگ بین
  11. M2:2350 پیش آن چشمی که باز و رهبرستهر گلیمی را کلیمی در برست
  12. M2:2351 مر ولی را هم ولی شهره کندهر که را او خواست با بهره کند
  13. M2:2352 کس نداند از خرد او را شناختچونک او مر خویش را دیوانه ساخت
  14. M2:2353 چون بدزدد دزد بینایی ز کورهیچ یابد دزد را او در عبور
  15. M2:2354 کور نشناسد که دزد او که بودگرچه خود بر وی زند دزد عنود
  16. M2:2355 چون گزد سگ کور صاحب‌ژنده راکی شناسد آن سگ درنده را