Oxu› Dəftər 1› Vəhy katibinin dindən dönməsi, çünki vəhyin işığı ona vurduqda, o, ayəni Peyğəmbərdən (Allahın salamı və salavatı olsun ona) əvvəl oxudu və dedi: «Deməli, mən də vəhy məhəlliyəm»› Beyt 3296
M1:3296 — جمله هفتاد و دو ملت در توست / وه که روزی آن بر آرد از تو دست
M1:3296
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
تمام گرایشها به عقاید گوناگون، از ایمان تا کفر و الحاد، به صورت بالقوه در درون هر انسانی وجود دارد و باید ترسید از روزی که یکی از این گرایشهای مخرب بر او چیره شود.
این بیت در ادامهی هشدار مولانا به مؤمنان بیان میشود. او پیش از این گفته است که رگهای از «فلسفهزدگی» یا همان شک و انکار، در وجود هر انسانی هست و میتواند روزی او را رسوا کند. در اینجا، این ایده را گسترش میدهد و از حدیثی مشهور دربارهی تقسیم شدن امت اسلام به هفتاد و دو فرقه بهره میبرد، اما آن را به یک حقیقت روانشناختی و عرفانی تبدیل میکند.
به گفتهی مولانا، این هفتاد و دو ملت یا مذهب، صرفاً گروههایی در بیرون از ما نیستند، بلکه نمایانگر تمام استعدادها، گرایشها، شکها، باورها و انحرافات ممکنی هستند که در نفس انسان به ودیعه گذاشته شدهاند. وجود هر فرد، عالمی بیانتهاست که ظرفیت پذیرش هر عقیدهای را، از خالصترین ایمان تا بدترین کفر، در خود دارد. هیچکس از این خطر مصون نیست.
مصراع دوم، «وه که روزی آن بر آرد از تو دست»، یک فریاد بیم و هشدار است. «دست برآوردن» در اینجا یعنی ظاهر شدن، غلبه کردن و کنترل را به دست گرفتن. مولانا میگوید باید از آن روزی ترسید که یکی از این «ملت»های خفتهی درونی، بهویژه آنهایی که به کفر و انکار گرایش دارند، بیدار شود و بر اراده و ایمان شخص مسلط گردد. این بیت دعوتی است به خودشناسی عمیق و مراقبت دائمی از احوال باطن، تا مبادا انسان فریب ظاهر باایمان خود را بخورد و از دشمنان پنهان در وجودش غافل شود.
- ملت
- در اینجا به معنی کیش، آیین، مذهب و فرقه.
- وه
- صوتی برای بیان شگفتی، افسوس یا ترس؛ وای، شگفتا.
- بر آرد از تو دست
- کنایه از ظاهر شود، سر بلند کند، بروز کند و غلبه یابد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.