Oxu› Dəftər 5› Cariyənin xatunun eşşəyi ilə şəhvətini təmin etməsi və onu keçi və ayı kimi insan şəhvətini təmin etməyə öyrətməsi, eşşəyin qəzibinə balqabaq taxması ki, ölçüsündən aşmasın. Xatun bunu öyrəndi, lakin balqabağın incəliyini görmədi. Cariyəni bəhanə ilə uzaq bir yerə göndərdi və balqabaqsız eşşəklə birlikdə oldu və rüsvayçılıqla həlak oldu. Cariyə axşamüstü qayıdıb fəryad etdi ki, “Ey canım və ey gözümün nuru! Cinsiyyət orqanını gördün, balqabağı görmədin! Zikri gördün, o birini görmədin!” “Hər naqis məl’undur” demək, yəni hər naqis baxış və anlayış məl’undur. Əgər zahirdəki naqislər mərhumdurlarsa, məl’un deyillər. “Kora heç bir günah yoxdur” ayəsini oxu, günahı, lənəti, danlağı və qəzəbi inkar etdi.› Beyt 1351
M5:1351 — رو ترش کرد و دو دیده پر ز نم / لب فرو مالید یعنی صایمم
M5:1351
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
کنیزک برای پنهان کردن کار خود، با چهرهای گرفته و چشمانی اشکآلود و لبهایی خشکیده، وانمود کرد که از فرط کار و عبادت روزهدار، خسته و بیحال است.
این بیت لحظهای از داستان کنیزک و خاتون را به تصویر میکشد که در آن، هنر تظاهر و ریاکاری برای پوشاندن حقیقت به کار گرفته میشود. کنیزک که تازه از همآغوشی با خر فارغ شده، با شنیدن صدای در زدن خاتون، باید سریعاً صحنهسازی کند.
مولانا با سه تصویر دقیق، حالت ساختگی او را نشان میدهد: ۱. «رو ترش کرد»: چهرهاش را عبوس و گرفته نشان داد، انگار که از کاری سخت و طاقتفرسا خسته است. ۲. «دو دیده پر ز نم»: چشمانش را مرطوب کرد. این «نم» میتواند هم نماد عرق ناشی از شهوترانی باشد و هم تظاهر به گریه از روی زهد و عبادت. ۳. «لب فرو مالید یعنی صایمم»: لبهایش را به هم مالید تا خشک به نظر برسند، که نشانهای رایج برای وانمود کردن به روزهداری و تشنگی است.
این صحنهسازی استادانه، مقدمهای است برای فریب بزرگتر. کنیزک نه تنها عمل خود را پنهان میکند، بلکه خود را در چهرهٔ یک خدمتکار زاهد و پرکار جا میزند. این ریاکاری، خاتون را فریب میدهد و او را در حسادت و جهل خود عمیقتر فرو میبرد، چرا که او ظاهر فریبنده را میبیند اما از «کدو» یا همان حقیقت کلیدی ماجرا بیخبر میماند. مولانا در اینجا به شکل ضمنی به این نکته اشاره میکند که چگونه نگاه سطحی و شهوتآلود، تنها پوستهای از واقعیت را میبیند و از درک باطن امور عاجز است.
- نم
- رطوبت، تری، شبنم
- لب فرو مالیدن
- کنایه از خشک نشان دادن لبها برای وانمود کردن به تشنگی و روزهداری
- صایم
- روزهدار (از ریشه عربی «صوم»)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.