Oxu› Dəftər 5› Böyük bir adada tək yaşayan öküzün hekayəsi. Allah Təala o böyük adanı öküzün yemi olacaq otlar və reyhanlarla doldurur. Axşama qədər öküz hamısını yeyir və dağ parçası kimi kökəlir. Gecə olanda qəmdən və qorxudan yuxusu gəlmir ki, bütün çölü otarmışam, sabah nə yeyəcəyəm? Bu qəmdən arıqlayır. Gündüz qamış kimi qalxır, bütün çölü dünəndən daha yaşıl və daha sıx görür; yenidən yeyir və kökəlir, yenidən gecə o qəm onu tutur. Neçə illərdir ki, o, belə görür və etibar etmir.› Beyt 2858
M5:2858 — هیچ نندیشد که چندین سال من / میخورم زین سبزهزار و زین چمن
M5:2858
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
این گاو هرگز با خود نمیاندیشد که سالهاست از همین مرتع تغذیه میکند و روزیاش هیچگاه قطع نشده است.
این بیت، نقطهٔ مرکزی حکایت گاو در جزیره است. مولانا از زبان این گاو (که نماد «نفس» انسان است) سخن میگوید و غفلت او را به تصویر میکشد. این حیوان هر روز از علفزار سرسبز میخورد و فربه میشود، اما شبهنگام از ترس گرسنگیِ فردا، لاغر و نحیف میگردد. با اینکه این چرخه سالهاست تکرار میشود و هر صبح روزی او به وفور فراهم است، او هرگز به این تجربهٔ مکرر و این لطف همیشگی خداوند اعتماد نمیکند.
نکتهٔ کلیدی در این بیت، کلمهٔ «نندیشد» است. مشکل گاو، کمبود روزی نیست، بلکه فقدان «اندیشه» و «تفکر» در مورد گذشته است. او به جای آنکه به تجربهٔ سالیان دراز خود و رزق بیوقفهای که دریافت کرده بنگرد و به منبع آن اعتماد کند، اسیر ترس از آیندهای نامعلوم است. مولانا با این تصویر ساده، اضطراب دائمی انسان را نقد میکند که ناشی از بیتوجهی به لطف و عنایت مستمر خداوند در گذشته و حال است. این بیت، مقدمهای است برای نتیجهگیریهای بعدی که انسان باید به جای نگرانی برای «مستقبل» (آینده)، به «ماضی» (گذشته) و الطافی که دیده، بنگرد.
- چندین سال
- سالهای بسیار، سالیان دراز
- زین
- مخفف «از این»
- سبزهزار
- مرتع، علفزار
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.