Oxu Dəftər 6 Bir dərvişin hekayəsi ki, o evdən nə istəyirdisə, “yoxdur” deyirdilər Beyt 1266

M6:1266 — هیچ قلبی پیش او مردود نیست / زانک قصدش از خریدن سود نیست

هیچ قلبی پیش او مردود نیستزانک قصدش از خریدن سود نیست
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:1266

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هیچ دلی در پیشگاه او مطرود و ناپذیرفته نیست، زیرا که قصدش از این خریدن و پذیرفتن، سودی برای خود او نیست. معنا: خداوند هیچ قلبی را طرد نمی‌کند، حتی اگر ناتمام و ناقص باشد، چرا که هدف او از پذیرش بندگانش، طلب سود یا منفعت برای خود نیست، بلکه از سر بخشش و کرامت است.

شرح

ما پیش‌تر در مولانا دیدیم که چگونه از انسان می‌پرسد: «در چه کاری تو؟ و بهر چت خرند؟» این پرسش، تمام عیب‌ها و کمبودهای ما را بی‌پرده عیان می‌کند و احساسی از یأس و تهی‌دستی بر جان می‌نشاند. انسان درمی‌یابد که نه باز شکاری است، نه طاووس زیبایی، نه طوطی شیرین‌گفتار، نه بلبل خوش‌نوا، نه هدهد پیک‌رسان و نه حتی لک‌لکی که خانه در اوج می‌سازد. از همه این هنرها و زیبایی‌ها محروم است و حتی به درد «خوردن» هم نمی‌خورد. اما مولانا، بلافاصله پس از این القای رعب، دریچه‌ای از امید می‌گشاید و دست ما را به «بازار خدا» می‌گیرد.

این بیت، مغز کلام مولانا در باب رحمت واسعه و بی‌غرض الهی است. او می‌گوید: «هیچ قلبی پیش او مردود نیست.» این «قلب» دو معنا دارد که هر دو در اینجا مراد مولاناست و باید به آن توجه کنیم. یکی به معنای «دل» است؛ یعنی هیچ دلی، با هر میزان از آلودگی یا نقص، اگر به سوی او آید، رانده نمی‌شود. معنای دیگر، «کالای تقلبی» یا «سیم قلب» است. یعنی حتی اگر متاع وجود تو، افکار تو، اعمال تو و هستی تو سراپا «قلب» و تقلبی باشد، نزد او مردود نیست، بلکه مقبول می‌افتد.

راز این پذیرش هم بی‌واهمه و صریح بیان می‌شود: «زانک قصدش از خریدن سود نیست.» این نیست که خدا کالایی می‌خرد تا از آن سود ببرد. او سودجو نیست. این سخن، به کرّات در مثنوی تکرار شده است. در داستان معاویه و شیطان، مولانا از زبان خداوند می‌آورد که: «من نکردم خلق تا سودی کنم، بلکه تا بر بندگان جودی کنم.» پروردگار، کریم است و جواد. جود و کرم او اقتضا می‌کند که بی‌هیچ چشمداشتی ببخشد و بپذیرد. بخشش او، «بی‌توقع»، «بی‌منت» و «بی‌رشوت» است. او از ما قابلیت نمی‌خواهد، لیاقت پیشین نمی‌جوید. فقط «خواهندگی» ما برای او کافی است.

این نکته‌ای بس عمیق است: خداوند، سیئات ما را بدل به حسنات می‌کند، کالای کهنه و فرسوده و «خلاق» ما را که هیچ‌کس خریدارش نیست، می‌خرد. این دقیقاً تجلی کرامت مطلق است که به کم و زیاد قابلیت نظر نمی‌کند. همین که بنده‌ای با نیت صحیح و با اذعان به تهی‌دستی، رو به او بیاورد، همه چیز دگرگون می‌شود. این بازار، بازاری نیست که در آن چانه بزنند یا جنس را به بهای ناچیزی بازگردانند. این بازار فضل الهی است که به حکم «کالله اشتری»، هر آنچه را بندگانش با صمیمیت و توبه عرضه کنند، می‌پذیرد و آن را بهتر و نیکوتر از قبل به آنان باز می‌گرداند.

نکات کلیدی

  • خداوند هیچ قلبی را طرد نمی‌کند، حتی اگر ناخالص و «قلب» باشد.
  • پذیرش الهی، نه برای سودجویی، بلکه از سر کرامت و جود محض است.
  • نیت صادقانه و اذعان به تهی‌دستی، کلید پذیرش درگاه الهی است.
  • خداوند حتی بدی‌ها و «کالاهای کهنه» انسان را به خوبی و حسنات بدل می‌کند.
  • بخشندگی الهی بی‌توقع، بی‌منت و بی‌رشوت است و به قابلیت‌های ظاهری نمی‌نگرد.

Sources: d6-s26 · 00:09:18 d6-s26 · 00:11:45 d6-s26 · 00:12:30

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.