Oxu Dəftər 6 Məsəl Beyt 2481

M6:2481 — خود همه کس داند ای جان پدر / که نباشم از شما من خردتر

خود همه کس داند ای جان پدرکه نباشم از شما من خردتر
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:2481

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای جان پدر، هر کسی خود می‌داند که من از شما نه خردتر و نه کم‌خردترم. معنا: این بیت از زبان شتر در حکایت سه مسافر بیان می‌شود؛ او می‌گوید که برتری و قوت او چنان آشکار است که نیاز به استدلال و دلیل ندارد، و او به هیچ وجه کمتر از دیگران نیست.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن شتر در حکایتِ سه مسافر (مسلمان، ترسا، یهودی) می‌آید؛ همان شتری که در این داستان نماد قدرت و زور است. پس از آنکه ترسا، مسلمان و یهودی، هر یک به نوبهٔ خود کوشیدند تا با دلیل و تاریخ و روایت، برتری خویش و مکتب خویش را اثبات کنند، شتر دیگر هیچ از این استدلال‌ها را برنتافت. او دید که زبان منطق و استدلال، راه به جایی نمی‌برد و این جماعت در «پایان تاریخ» خود نشسته‌اند و هرچه داشته‌اند عرضه کرده‌اند. اینجا بود که شتر بی‌هیچ مقدمه‌ای گفت: «مرا خود حاجت تاریخ نیست / کین چنین جسمی و عالی گردنی‌ست». او با این گردنِ برافراشته و قوتِ تن‌مندانه، بر همهٔ دلایلِ عقلی و تاریخی خط بطلان کشید.

بیت «خود همه کس داند ای جان پدر / که نباشم از شما من خردتر» در همین سیاق است؛ به معنای «همه می‌دانند که من از شما کوچک‌تر و کم‌خردتر نیستم.» شتر ادعا می‌کند که برتری او نیازی به اثبات و استدلال ندارد؛ بلکه امری بدیهی و خودآشکار است. این بیانی قاطع است، گویی می‌گوید: «نیروی من چنان هویدا و بی‌نیاز از اقامهٔ دلیل است که هرکس این را می‌فهمد.» در واقع، شتر اینجا نه فقط از برتری فیزیکی خود، بلکه از استغنای قدرت در برابر منطق و سفسطه سخن می‌گوید. او بی‌اعتنا به براهینِ پیچیده، حقیقتِ ساده و بی‌واسطهٔ قدرت خود را فریاد می‌زند؛ قدرتی که اگرچه در این داستان تجسمی حیوانی دارد، در پس پرده به همان «زور»ی اشاره دارد که مولانا در جاهای دیگر می‌گوید: «خدا نکند که آدم پنجه و ناخن قوی داشته باشد؛ چون در این صورت نه به فکر دین است و نه به فکر اخلاق.» این بیت، در واقع، نقدِ بی‌واسطهٔ قدرتِ مهارناشده و غلبهٔ آن بر عقل و اخلاق است.

این نگاه مولانا، به گونه‌ای، با شیوهٔ عرفا در مواجهه با حقیقت نیز هم‌سویی دارد. همان‌طور که فیلسوفان پیوسته در پی بحث و جدل‌اند، چرا که به قول اُنامونو «درد خدا» را ندارند، اهل معرفت و عاشقان، چون از این درد سرشارند، به جای بحث به بندگی و عمل می‌شتابند تا حقیقت «بر آنها پیدا شود». شتر نیز به جای هرزه‌گویی و طولانی‌کردن مباحثه، با قدرتِ بی‌واسطهٔ خود «عمل» می‌کند و علف را به چنگ می‌آورد. این بیت در نهایت هشداری است از سوی مولانا که در جهان، قدرتِ بی‌منطق و بی‌عقل چگونه می‌تواند بر هر استدلالی فائق آید و خود را بر همگان تحمیل کند؛ و این حقیقتی است که انسان، هم در درون و هم در عالم بیرون، پیوسته با آن مواجه است.

نکات کلیدی

  • زور و قدرت، بی‌نیاز از منطق و استدلال، خود را تحمیل می‌کند.
  • آنچه در جهان بدیهی و خودآشکار به نظر می‌رسد، گاهی تبلور قدرتِ محض است.
  • در مواجهه با قدرتِ بی‌منطق، گاهی استدلال کارساز نیست.
  • مولانا هشداری می‌دهد در باب چیرگی قدرتِ مادی بر مباحث عقلی و اخلاقی.

Sources: d6-s57 · 33:48:07 d6-s57 · 47:00:19 d6-s57 · 50:21:40

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.