Oxu Dəftər 6 Xarəzmşahın (Allah rəhmət eləsin) səyahətində öz dəstəsində çox nadir bir at görməsi və şahın qəlbinin o atın gözəlliyinə və çevikliyinə bağlanması və Əmadülmülkün o atı şahın ürəyindən soyutması və şahın onu öz gözündən üstün tutması, necə ki, Həkim (Allah rəhmət eləsin) İlahinaməsində buyurmuşdur: Həsəd dili nocux olarsa, bir parça bezdən Yusif taparsan. Yusifin qardaşlarının qısqanclıqla alverçilik etməsi nəticəsində müştərilərin qəlbində o qədər gözəllik örtüldü və çirkin göründü ki, "Onlar onu ucuz satdılar" Beyt 3364

M6:3364 — که عمادالملک بد پای علم / بهر هر مظلوم و هر مقتول غم

که عمادالملک بد پای علمبهر هر مظلوم و هر مقتول غم
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3364

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: عمادالملک، پناهگاه استوار و پای‌علمِ هر ستم‌دیده و هر غم‌کشته‌ای بود. معنا: این بیت، وزیر نیکوکار، عمادالملک را توصیف می‌کند که برای تمامی ستم‌دیدگان و رنجوران، پناهی امن و استوار بود؛ جایی که می‌توانستند از بیداد رهایی یابند.

شرح

من در این بیت، تصویری از یک وزیر نیک‌سیرت را می‌بینم که در دوران استبداد، نقش یک پناهگاه را ایفا می‌کرد. مولانا نام عمادالملک را به میان می‌آورد و او را «پای علم» می‌خواند. این تعبیر، بسیار دقیق و تاریخی است؛ در زمان‌های گذشته، وقتی که غوغا و بلوا می‌شد یا ستمی بزرگ می‌رفت، مردم به «پای علم» پناه می‌بردند، جایی که علم یا پرچمی نصب می‌شد و هر که به آنجا می‌رسید، از تعرض در امان می‌ماند. این مانند رسم «بست‌نشینی» بود. عمادالملک برای هر مظلوم و هر کسی که غم، او را کشته بود و جانش را به لب رسانده بود، چنین مأمنی بود.

او پیش سلطان، چون پیامبری بود؛ نه به این معنا که خود پیامبر بود، بلکه نفوذ کلام و خیرخواهی‌اش به او مقامی قدسی می‌بخشید. مولانا او را بی‌طمع، اصیل، پارسا، ریاضت‌کش (رایض) و اهل تهجد (شب‌خیز) توصیف می‌کند. این اوصاف نشان می‌دهد که او مردی معنوی بود که به دنبال «خورشید غیب» می‌گشت، همچون هلالی که گرد خورشید می‌گردد. این مرد در مقام وزارت، خود «غریب» و «محتبس» بود؛ یعنی جایگاه واقعی او در آن دربار مستبد نبود، اما این جامه را پوشیده بود و بر آن جایگاه نشسته بود تا بتواند از کسی دستگیری کند، آتش خشم سلاطین را فرو بنشاند و از فجایع بکاهد.

عرفای ما در توجیه نزدیکی به قدرت‌های مستبد، همین منطق را داشتند. از آنجا که تئوری سیاسی دیگری در کار نبود و سلاطین قلدری بر سر کار بودند که گاه در مستی یا خشم، فرمان قتل بی‌گناهان را می‌دادند، تنها راه باقی‌مانده برای خیرخواهی و تخفیف شر، این بود که افراد نیکی چون عمادالملک در کنارشان باشند. آن‌ها می‌کوشیدند تا دل شاه را نرم کنند، فجایع را کاهش دهند و مصلحتی را ولو به قیمت پوشیدن جامه‌ای که درخورشان نبود، پیش ببرند. این همان «جلاء الاحزان» است که حتی در دل سیاست‌های آلوده هم می‌تواند جلوه کند، اما نه با سستی و انفعال، بلکه با پایمردی و بصیرت. عمادالملک نمونه‌ای از این «مردان در تبعید» است که در عالم ظاهر، در یک مقام دنیوی قرار گرفته‌اند، اما دلشان به معنویت و خدمت به خلق گره خورده است.

نکات کلیدی

  • «پای علم» نمادی از پناهگاهی امن در دوران بی‌عدالتی است که انسان‌های نیکوکار ایجاد می‌کردند.
  • این بیت نشان می‌دهد که چگونه افراد معنوی می‌توانستند در دل نظام‌های استبدادی، نقش ناجی را ایفا کنند.
  • عمادالملک نمونه‌ای از ریاضت‌کشانی است که به جای گوشه‌نشینی کامل، با حضور در قدرت به خلق خدمت می‌کردند.
  • مفهوم «مقتول غم» بر رنج‌های روحی و یأس‌های عمیق اشاره دارد که نیاز به پناه و دلجویی دارد.

Sources: d6-s75 · 01:11:03 d6-s75 · 01:13:17

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.