Oxu Dəftər 6 Arifin əbədi həyat bulağından yardım alması və vəfasız sular bulaqlarından yardım almağa ehtiyacının qalmaması bəyanı ki, bunun əlaməti aldadıcı diyardan uzaqlaşmaqdır ki, insan o bulaqların yardımlarına etibar etdikdə, daimi bulağı axtarışında həmişə zəifləyər, canının içindəki quyu sənə lazımdır ki, borclar sənə bir qapı açmasın, evin içindən bir çeşmə su, çöldən gələn arxdan daha yaxşıdır Beyt 3615

M6:3615 — تو نترسیدی ز عدل کردگار / من همی‌ترسم دو دست از من بدار

تو نترسیدی ز عدل کردگارمن همی‌ترسم دو دست از من بدار
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3615

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو از عدل پروردگار نترسیدی، حال آنکه من می‌ترسم؛ پس دست از من بردار. معنا: شیطان در لحظهٔ خطر و بیچارگی انسان فریب‌خورده به او می‌گوید که چون تو از عدالت خدا نترسیدی، اکنون باید تاوان دهی؛ اما من از خدا می‌ترسم و از تو بیزارم.

شرح

این بیت، تصویری سهمگین و تکان‌دهنده از سرانجام وسوسه و فریب شیطانی را به دست می‌دهد. مولانا اینجاست تا ما را از ماهیت این جهان که خود «دارالغرور» است، آگاه کند؛ سرزمینی که اساسش بر خدعه و وارونگی بنا شده. شیطان، که نام دیگر نفس امارهٔ ماست، زشتی‌ها را در چشم ما می‌آراید و با وعده‌های دروغین ما را به سوی هلاکت می‌کشد. او در ابتدا خود را یار و یاور، سپر و تیر، و فداکار جان انسان وانمود می‌کند؛ او دل آدمی را شیر می‌کند و او را به مواجهه با خطراتی می‌فرستد که هرگز توان مقابله با آن‌ها را ندارد.

اما زمانی که انسان فریب‌خورده، همچون قاطع‌الاسباب، در ورطهٔ خطر و خندق هلاکت فرو می‌افتد، آنجا شیطان روی واقعی خود را نشان می‌دهد. او نه تنها یاری نمی‌رساند، بلکه با قاه‌قاه خنده، انسان را به سخره می‌گیرد و از او اظهار بیزاری می‌کند. اینجاست که این بیت از زبان ابلیس بیان می‌شود: «تو نترسیدی ز عدل کردگار / من همی‌ترسم تو دست از من بدار». این جملات اوج فریب و پشت‌کردن شیطان به انسان را می‌نمایاند. شیطان، که خود منبع و مظهر بی‌عدالتی و عصیان است، ناگهان در مقام ترسان از عدل الهی ظاهر می‌شود تا از انسانِ فریب‌خورده تبری جوید. این خود آخرین و سهمگین‌ترین ضربهٔ اوست؛ نه تنها یاری نمی‌دهد، بلکه با این دروغ بزرگ، بار گناه را یکسره به گردن قربانی می‌اندازد.

مولانا در ادامهٔ این حکایت، به سرنوشت محتوم فاعل و مفعول، یعنی فریب‌کار و فریب‌خورده در روز قیامت اشاره می‌کند. هر دو، در نظر عدل الهی، «رو سیاه‌اند و حریف سنگسار». این سرنوشت واحد، درس بزرگی در خود نهفته دارد: فریب خوردن در این «دارالغرور» صرفاً یک اتفاق نیست، بلکه نشانی از بی‌بصیرتی و غفلت از عدل کردگار است. اگر انسان، که مأمور به شناخت خود و پروردگار است، از ابتدا از عدل الهی بیمناک بود، هرگز تسلیم وعده‌های پوچ ابلیس نمی‌شد و به این خندق فریب نمی‌افتاد. اینجاست که مولانا با نهایت بلاغت و صلابت، هشدار می‌دهد که نه تنها فریب‌دهنده، که فریب‌خورده نیز باید پاسخگو باشد؛ چرا که او نیز با بی‌باکی از عدل الهی، راه را برای وسوسهٔ ابلیس گشوده بود.

نکات کلیدی

  • جهان «دارالغرور» و «خدعه‌سرا» است و اساسش بر فریب و وارونگی بنا شده است.
  • شیطان با وعده‌های دروغین و آراستن زشتی‌ها، انسان را به سوی هلاکت می‌کشد.
  • در لحظهٔ خطر، شیطان از انسان فریب‌خورده تبری می‌جوید و او را تنها می‌گذارد.
  • شیطان خود را ترسان از عدل الهی وانمود می‌کند تا از گناه خود شانه خالی کند.
  • مولانا هشدار می‌دهد که در روز قیامت، هم فریب‌دهنده و هم فریب‌خورده به یک اندازه مسئول و مجازات خواهند شد.
  • بی‌باکی از عدل الهی راه را برای وسوسهٔ ابلیس و سقوط در دام فریب باز می‌کند.

Sources: d6-s80 · 00:02:22 d6-s80 · 00:03:34 d6-s80 · 00:05:06

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.