Oxu Dəftər 6 Şahzadələrin şahla vidalaşdıqdan və şahın vidalaşma zamanı vəsiyyəti təkrarladıqdan sonra atasının məmləkətlərinə getməsi və s. Beyt 3645

M6:3645 — غیرتش بر عاشقی و صادقی‌ست / غیرتش بر دیو و بر استور نیست

غیرتش بر عاشقی و صادقی‌ستغیرتش بر دیو و بر استور نیست
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3645

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: غیرت الهی بر عاشقان و راستگویان است، نه بر دیوان و چهارپایان.

معنا: خداوند از سر غیرت و عشق، خواستار آن است که عاشقان و پاک‌دلانی که به او روی آورده‌اند، جز او را معشوق نگیرند و به بیگانگان دل نبازند؛ اما چنین غیرتی را بر موجودات فرودست و ناپاک روا نمی‌دارد.

شرح

من پیش‌تر نیز گفته‌ام که واژهٔ «غیرت» در زبان فارسی و در فرهنگ عرفانی ما معنایی بسیار ژرف‌تر و مثبت‌تر از مفهوم حسد در زبان‌های غربی دارد. غیرت الهی، که مولانا در این بیت به آن اشاره می‌کند، یک شرکت‌سوزی تمام‌عیار است؛ یعنی خداوند متعال، از شدت عشق، نمی‌پسندد که عاشقان و صادقانِ دلباختهٔ او، جز او را معشوق و محبوب بدارند. این غیرت، بر دیوان و ستوران نیست، چرا که آنان هنوز به مقام عشق نرسیده‌اند و دلشان از آنِ خداوند نشده است تا بر سر آن غیور باشد.

غیرتِ الهی، لازمهٔ عشق است. عشق، چنان که در قرآن کریم نیز آمده است، «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» (آل عمران: ۱۸)، شهادت می‌دهد که جز او معبودی نیست. و این شهادت، از جانبِ غیورترینِ عاشقان صادر می‌شود. عشق، شریک‌سوز است. اگر معشوقی حقیقی باشد، تاب نمی‌آورد که دیگری در حریم دل جای گیرد. خداوند، یگانه معشوق حقیقی است و این یگانگی را بر عاشقان خود روا می‌دارد. بر این اساس، غیور بودن خدا یعنی اینکه او اجازه نمی‌دهد که غیر او کسی باشد. این در واقع نفی هر غیریت و نمایش خود در هر جاست.

مولانا این حقیقت را با بیانی زیبا و قاطع مطرح می‌کند: «غیرتش غیر در جهان نگذاشت / لاجرم عین کل اشیا شد». یعنی از شدت غیرت الهی، هیچ «غیری» نمانده، و او خود «عینِ کلِ اشیاء» شده است. این مقام، مقام توحید محض است که در آن جز وجود او چیزی دیده نمی‌شود. اینجاست که چشم‌بینای عاشق، جز جمال حق را در هیچ چیز نمی‌بیند. هر چه می‌بیند، آینه‌ای‌ست که حق در آن متجلی است.

نکتهٔ شگفت‌انگیز دیگر در این باب، قدرت کیمیاگری عشق است. چنان‌که مولانا در ادامه می‌آورد: «دیو اگر عاشق شود هم گوی برد / جبرئیلی گشت و آن دیوی بمرد». این بیان، فوق‌العاده است. عشق، چنان قدرتی دارد که حتی اگر دیوی، یعنی نماد شر و پلیدی، به مقام عاشقی برسد، نه تنها پیروز میدان می‌شود، بلکه به جبرئیل، یعنی نماد پاکی و قدسیت، تبدیل می‌گردد و آن «دیوی» در او می‌میرد. این همان است که در حدیثی منسوب به پیامبر اکرم (ص) آمده است: «اسلم شیطانی علی یدی». پیامبر نفرمود که من شیطان ندارم، بلکه فرمود شیطان خود را تسلیم و رام کرده‌ام. این «اسلم الشیطان» به دست عشق اتفاق می‌افتد. عشق، نفس عماره را رام می‌کند و انسان را از جدال‌های درونی می‌رهاند و به مقام نفس مطمئنه می‌رساند.

بنابراین، غیرت الهی بر عاشقان و صادقان، نه از سر محدودیت، که از کمال و تمامیت عشق است. خداوند می‌خواهد که عاشقانش به تمام و کمال به او تعلق یابند و خود را از هر ناخالصی و وابستگی به غیر آزاد سازند، تا بتوانند آن جمال مطلق را بی‌واسطه در آینهٔ دل مشاهده کنند. این غیری است که آدمی را از خودبینی نجات می‌دهد و به مقام مشاهدهٔ معشوق می‌رساند.

نکات کلیدی

  • «غیرت» در عرفان، به معنای مثبت و «شرکت‌سوز» است، نه حسد.
  • غیرت الهی بر عاشقان است، نه بر موجودات فرودست؛ زیرا دل عاشقان گران‌بهاست.
  • عشق، شریک‌سوز است و جز معشوق حقیقی، دیگری را در حریم دل نمی‌پذیرد.
  • مولانا معتقد است از شدت غیرت الهی، هیچ «غیری» نمی‌ماند و خداوند «عین کل اشیا» می‌شود.
  • عشق، کیمیاگر است و حتی «دیو» را نیز به «جبرئیل» تبدیل می‌کند؛ این همان «رام کردن شیطان نفس» است.

Sources: d6-s80 · 01:00:09 d6-s80 · 01:02:04 d6-s80 · 01:18:02

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.