Oxu Dəftər 6 Şahzadələrin şahla vidalaşdıqdan və şahın vidalaşma zamanı vəsiyyəti təkrarladıqdan sonra atasının məmləkətlərinə getməsi və s. Beyt 3668

M6:3668 — از یکی چون سیر گشتی تو تمام / سرد شد اندر دلت پنجه طعام

از یکی چون سیر گشتی تو تمامسرد شد اندر دلت پنجه طعام
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3668

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وقتی از یک نوع غذا کاملاً سیر شدی، دیگر پنجاه نوع غذای دیگر در دلت سرد می‌شود. معنا: این بیت با تمثیل غذا می‌گوید که اگر از حقیقتی واحد کاملاً بهره‌مند شوی، دیگر کثرت‌های ظاهری جذابیت نخواهند داشت و این نشان می‌دهد که در پس همهٔ کثرت‌ها، یک وحدت نهفته است.

شرح

این بیت از آن جملاتی است که مولانا با تمثیل‌های ملموس، عمیق‌ترین حقایق هستی را بر ما آشکار می‌کند. می‌فرماید وقتی که انسان از یک غذا سیر شد، دیگر از پنجاه غذای دیگر، حتی اگر لذیذ باشند، سرد می‌شود و میلی بدان‌ها ندارد. این یک تجربهٔ ساده و روزمره است، اما مولانا از آن برای بیان یک اصل بنیادین در عرفان و هستی‌شناسی بهره می‌برد.

نکته‌ای که اینجا مولانا طرح می‌کند، وحدت در کثرت است. ایشان پیش‌تر فرموده بود: «صد کتاب ار هست جز یک باب نیست / صد جهت را قصد جز محراب نیست». این بیت نیز در همین راستا، این معرفت را پیش می‌برد که همه خوردنی‌ها، در اعتبار واحدند. یعنی هدف نهایی همهٔ غذاها، رفع گرسنگی و ایجاد سیری است. وقتی این هدف توسط یکی از آن‌ها محقق شد، کار همه تمام است. دیگر نیازی به دیگران نیست.

در حقیقت، مولانا می‌خواهد بگوید که تعدد و تکثرِ آنچه ما می‌بینیم، غالباً ناشی از نقص دید و بینش ماست، نه واقعیتِ اشیاء. ایشان این را به حال کسی تشبیه می‌کند که احول است؛ یعنی دوبین. می‌فرماید: «در مجاعت پس تو احول بوده‌ای / که یکی را صد هزاران دیده‌ای». گرسنگی (مجاعت) حالتی است که در آن، شخص یک چیز را صد هزار می‌بیند. اما وقتی سیر شدی، این احولی و دوبینی از بین می‌رود و حقیقت واحد آشکار می‌شود.

این وحدت‌بینی که از طریق سیرشدن و رفع نیاز درونی حاصل می‌شود، با مفهوم نفس مطمئنه پیوندی عمیق دارد. همان‌طور که در جلسات پیشین گفتم، نفس مطمئنه، مقامی است که در آن چندگانگی‌ها و جنگ‌های درونی پایان می‌یابد، گویی که یک واحد است که با خودش در آشتی و آرامش قرار گرفته است. در آن مقام، دیگر آن کثرت‌افکنی نفس اماره و ملامت‌گری نفس لوامه نیست؛ بلکه یک وحدت درونی است که با وحدت بیرونی جهان هم‌نوایی می‌کند.

پس، سرد شدن دل از «پنجاه طعام»، نه بی‌میلی به لذت‌هاست، بلکه برخاسته از اشباع شدن از یک حقیقت واحد است. این، یک توحید عملی و ذوقی است؛ توحیدی که نه تنها در اعتقاد، بلکه در تجربه و ذوق انسان جاری می‌شود و او را از سرگردانی در کثرت‌ها نجات می‌بخشد و به آرامش وحدت می‌رساند. این همان کالای گران‌بهایی است که مثنوی به ما می‌فروشد: رهایی از دوبینی و رسیدن به وحدت‌بینی.

نکات کلیدی

  • همهٔ کثرت‌ها، در پس اعتبار نهایی خود، به یک وحدت بازمی‌گردند.
  • سیری کامل از یک حقیقت، سبب بی‌نیازی از همهٔ ظواهر متکثر می‌شود.
  • در گرسنگی و نیاز، انسان حقیقت واحد را متکثر می‌بیند؛ این نشانه‌ای از «اَحْوَل» بودنِ معنوی است.
  • وحدت‌بینی، حالت آرامش و آشتی نفس مطمئنه است که از جنگ کثرت‌ها رها شده است.

Sources: d6-s81 · 38:54:00 d6-s81 · 41:05:00

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.