Oxu Dəftər 6 Şahzadələrin şahla vidalaşdıqdan və şahın vidalaşma zamanı vəsiyyəti təkrarladıqdan sonra atasının məmləkətlərinə getməsi və s. Beyt 3688

M6:3688 — پس سبب گردان چو دم خر بود / تکیه بر وی کم کنی بهتر بود

پس سبب گردان چو دم خر بودتکیه بر وی کم کنی بهتر بود
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3688

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس آنکه امور را می‌گرداند، چون دم خر است؛ بهتر است که کمتر بر آن تکیه کنی. معنا: مولانا می‌گوید علل و اسباب ظاهری دنیا تنها دُم یک الاغ‌اند که حرکت می‌کند، نه سوارکار. پس نباید به این اسباب بیش از حد اعتماد کرد و باید همیشه انتظار داشت که جریان امور برخلاف پیش‌بینی‌ها باشد.

شرح

این بیت گوهری است در نقد علیت و جبر، که انسان را به تواضع فکری و عملی در برابر چرخ گردون فرامی‌خواند. من بارها گفته‌ام که مولانا، در این عالم، نه با جبر تاریخی مارکسیسم سرِ سازگاری دارد، نه با قطعیت‌گرایی علمی کانت و نه حتی با سوفسطایی‌گری یونانی. او می‌گوید که ما در جهان پیوستگی و علیت را فرض می‌کنیم، نه اینکه اینها حقایقی خودبه‌خودی باشند. همان‌طور که غزالی می‌گفت، عادت خدا بر این نیست که گاو نری را به خر تبدیل کند، اما اگر هم چنین شد، نباید تعجب کنی؛ چرا که هیچ محالی در عالم نیست.

مولانا در اینجا می‌خواهد به ما بگوید که این اسب رام و راهوار طبیعت که ما تداوم و پیوستگی در آن می‌بینیم، در حقیقت یک سوار دارد. این ذهن ما نیست که پیوستگی را بر طبیعت تحمیل می‌کند، بلکه دست دیگری در کار است. او با مثال‌های ملموس این را روشن می‌کند: گاهی تیری به سوی راست پرانده‌ای، اما به چپ رفته؛ به دنبال صید آهو رفته‌ای، اما خوکی صیدت کرده؛ برای جمع مال دویده‌ای، اما به حبس افتاده‌ای؛ و برای دیگران چاه کنده‌ای، اما خودت در آن افتاده‌ای. در چنین لحظاتی‌ست که باید به خود آییم و بپرسیم: «پس سبب‌گردان چو دم خر بود / تکیه بر وی کم کنی بهتر بود». دم خر حرکت می‌کند، اما این خر است که با سوارش حرکت می‌کند، نه دم. تو نباید تمام اعتمادت را بر دم خر بگذاری.

این دیدگاه به هیچ وجه به معنای ترک اسباب نیست. اتفاقاً مولانا بر لزوم اعتماد بر اسباب تأکید دارد، اما نه اعتماد صددرصد. او می‌گوید: «ور سبب‌گیری نگیری هم دلیل / که بس آفت‌هاست پنهانش به زیر». این «حزم و حذر» و این دوراندیشی ناشی از «استثنا» است. یعنی همیشه باید این احتمال را داد که تقدیر روزگار یا خداوند، خر را به شکل بز نمایاند و حقیقت را وارونه کند، مخصوصاً در جایی که آدمی با عشق برای نتیجه‌ای مطلوب می‌کوشد.

این نگرش مولانا، ما را به دو نوع تواضع مهم می‌رساند: اول «تواضع علمی»، که بپذیریم علم ما به جهان قلیل و سست است و هیچ قطعیتی در آن وجود ندارد. قوانین علمی، هرچند دقیق باشند، ممکن است فردا باطل شوند. دوم «تواضع عملی»، که بدانیم ما «مستر» این عالم نیستیم و زمام امور به تمامی در دست ما نیست. آینده تاریخ قطعی و معین نیست؛ کارهایی که می‌کنیم، نتایج تضمین‌شده‌ای ندارند. پیش‌بینی‌های ما، به‌ویژه در تاریخ، همیشه شکننده است. من بارها مثال مارکسیسم را زده‌ام که با ادعای کشف قوانین علمی تاریخ، پیش‌بینی‌هایی کرد که هیچ‌کدام اتفاق نیفتاد. این «فقر تخیل» بود که نمی‌توانست فکر کند شاید جور دیگری هم ممکن است رخ دهد.

این «بصیرت نیکو» در زندگی شخصی نیز کاربرد دارد. همان‌طور که در نهج‌البلاغه آمده: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم». من خدا را از روی درهم شکستن عزم‌ها و اراده‌ها شناختم. وقتی عزیمت می‌کنی و طرح می‌ریزی، اما ناگهان همه چیز به هم می‌خورد، از اینجا باید بفهمی که جهان بر پای خود نمی‌رود؛ نیروی دیگری آن را می‌گرداند. این رخنه‌های ظاهری در امور، گویی نشانه‌های اراده‌ای دیگرند که زمام این اسب را در قبضه خود دارد. این‌هاست که آدمی را از خواب غفلت بیدار می‌کند و نشان می‌دهد که هیچ دلیلی وجود ندارد که جهان یا آینده آن همیشه همان‌گونه باشد که ما می‌پنداریم.

نکات کلیدی

  • علل و اسباب ظاهری صرفاً واسطه‌هایی هستند و نباید صددرصد به آن‌ها اعتماد کرد.
  • علیت در جهان تابعی از اراده‌ای پنهان است، نه یک حقیقت خودبه‌خودی و قطعی.
  • وقتی برنامه‌ها و تدابیر به شکست می‌انجامند، این نشانه حضور قدرتی فراتر است.
  • این بیت نقدی بر جبرگرایی تاریخی و علمی است و بر پیش‌بینی‌ناپذیری آینده تأکید دارد.
  • مولانا انسان را به دو نوع تواضع فرامی‌خواند: تواضع علمی در برابر محدودیت‌های دانش و تواضع عملی در برابر چرخ گردون.
  • جمله «عرفت الله بفسخ العزائم» از نهج‌البلاغه با این دیدگاه مولانا همسو است و خداشناسی را در گرو به هم خوردن تدابیر می‌داند.

Sources: d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 01:06:00 d6-s81 · 01:10:00 d6-s81 · 01:13:00 d6-s81 · 01:16:00

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.