Oxu Dəftər 6 Şahzadələrin şahla vidalaşdıqdan və şahın vidalaşma zamanı vəsiyyəti təkrarladıqdan sonra atasının məmləkətlərinə getməsi və s. Beyt 3691

M6:3691 — آنک چشمش بست گرچه گربزست / ز احولی اندر دو چشمش خر بُزست

آنک چشمش بست گرچه گربزستز احولی اندر دو چشمش خر بُزست
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3691

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که چشم خود را بست، گرچه زیرک و باجربزه است، اما از لوچی چشمانش، خر را در دو چشمش بز می‌بیند. معنا: این بیت اشاره می‌کند که حتی زیرک‌ترین و باهوش‌ترین افراد، اگر چشم بر حقایق ببندند، دچار کژبینی می‌شوند و امور را وارونه و بر خلاف واقعیت می‌بینند، به‌گونه‌ای که خر را بز می‌پندارند.

شرح

این بیت در حقیقت نقطه‌ی اوج بحثی عمیق دربارهٔ حدود معرفت بشری، پیش‌بینی‌ناپذیری آینده و نقش ارادهٔ الهی در جهان است که مولانا آن را مطرح می‌کند. من بر این باورم که اینجا مولانا می‌خواهد به ما بگوید که حتی گربزترین و زیرک‌ترین انسان‌ها نیز، اگر چشمان خود را به روی حقیقت ببندند و صرفاً به اسباب ظاهری و تدبیرات خود اعتماد مطلق کنند، دچار خطای دید می‌شوند؛ خطایی که در چشم‌شان، خر را بز می‌نمایاند. این نه صرفاً یک خطای ادراکی، بلکه کژبینی‌ای است که از نوعی «احولی» یا لوچی معنوی ناشی می‌شود.

مولانا تأکید می‌کند که این «خر بزست» دیدن، ناشی از سوفسطایی‌گری یا نفی حقیقت نیست، بلکه محصول «تقلیب خداست». یعنی خداوند گاهی، به‌ویژه در لحظاتی که انسان با تکیهٔ صددرصدی بر اسباب، نتیجه‌ای مطلوب خود را می‌جوید، حقایق را وارونه می‌نمایاند. این تقلیب الهی، برای بیدار کردن انسان از غفلت و یادآوری این حقیقت است که جهان به پای خود نایستاده و سررشتهٔ امور در جایی دیگر است. همان‌طور که در نهج‌البلاغه داریم: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم»؛ یعنی انسان خدا را از فسخ شدن اراده‌ها و به هم خوردن تدبیرات می‌شناسد. این گربزگی که مولانا به آن اشاره می‌کند، در فلسفهٔ اخلاق، نوعی افراط در عقلانیت است؛ به تعبیر خواجه نصیرالدین طوسی، «شیطنت عقلانی»، که از حکمت فراتر رفته و به مکر و زیرکی می‌گراید. حتی چنین زیرکی‌ای هم در برابر ارادهٔ الهی راه به جایی نمی‌برد و دچار خطای دید می‌شود.

من قبلاً هم تأکید کرده‌ام که نباید صددرصد بر اسباب تکیه کرد، چرا که «سبب‌گردان چو دم خر بود». دم خر حرکت می‌کند، اما این حرکت تابعی از سوارکار خر است، نه دم خودش. اتفاقاً همین «استثنائات» و به هم خوردن تدبیرات، همان «دست‌انداز»هایی هستند که ماشین تاریخ را از مسیر هموارش خارج می‌کنند و راننده را از خواب غفلت بیدار می‌کنند تا بداند که سواری بر اسب طبیعت، تنها با اختیار او نیست. اینجاست که مولانا با کارل پوپر هم‌صدا می‌شود که پیش‌بینی‌پذیری قطعی تاریخ و طبیعت، توهمی بیش نیست. تمام قوانین علمی، با وجود دقت و ریاضیات و تجربهٔ فراوان، باز هم قطعیتی تضمین‌شده ندارند و ممکن است فردا باطل شوند. لذا، تواضع علمی و عملی در برابر جهان و آینده، که مولانا از آن سخن می‌گوید، شرط اصلی بینش درست است. این کژبینی‌ها، هشداری از جانب غیب‌اند تا انسان پی ببرد که گردانندهٔ اصلی جهان، نیرویی قاهر است که همه چیز را در قبضهٔ تسخیر خود دارد.

نکات کلیدی

  • حتی زیرک‌ترین افراد، اگر چشم بر حقیقت ببندند، دچار کژبینی می‌شوند و واقعیت را وارونه می‌بینند.
  • این کژبینی محصول «تقلیب خداست»؛ یعنی خداوند برای بیداری انسان، حقایق را وارونه می‌نمایاند.
  • اعتماد مطلق بر اسباب و تدبیرات انسانی، نوعی غفلت است که به خطای دید معنوی می‌انجامد.
  • «گربزگی» یا زیرکی افراطی در عقلانیت، از حکمت دور است و در برابر ارادهٔ الهی بی‌اثر می‌شود.
  • وقوع «استثنائات» و به هم خوردن تدبیرات، نشانهٔ حضور نیروی قاهرهٔ دیگری در پشت پردهٔ جهان است.
  • تواضع علمی و عملی، کلید بینش صحیح در برابر آیندهٔ غیرقابل پیش‌بینی و قوانین غیرقطعی طبیعت است.

Sources: d6-s81 · 59:09 d6-s81 · 1:00:21 d6-s81 · 1:03:00 d6-s81 · 1:04:45 d6-s81 · 1:16:38

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.