Oxu Dəftər 6 O iki qardaşın hekayəti, biri saqqalsız, digəri tüklü, bir gecə subaylar evində yatdılar, təsadüfən tüklü öz arxasına kərpiclər yığdı, nəhayət, dəbədəb gəldi və o kərpicləri hiyləgərcə və səssizcə onun arxasından götürdü, uşaq oyandı və savaşdı ki, bu kərpiclər haradadır, hara apardın və niyə apardın, o dedi ki, sən bu kərpicləri niyə qoydun və s. Beyt 3878

M6:3878 — اعجمی زد دست و پا و غرق شد / می‌رود سباح ساکن چون عمد

اعجمی زد دست و پا و غرق شدمی‌رود سباح ساکن چون عمد
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:3878

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اعجمی دست و پا زد و غرق شد؛ اما شناگر چیره و آرام، همانند ستونی استوار، در آب پیش می‌رود. معنا: این بیت تفاوت میان تلاش بی‌ثمر و جاهلانه را با حرکت آرام و استوارِ کسی که بر کاری مسلط است، نشان می‌دهد.

شرح

این بیت، به شیوه‌ای دراماتیک و با تصویری ملموس از دو گونه کنش در برابر دریای مواج هستی، ما را به عمق معرفت می‌برد. مولانا در اینجاست که پرده از تمایز میان تلاش کورکورانه و حرکت آگاهانه برمی‌دارد.

«اعجمی»، آن بی‌دان و ناآشنا، کسی است که در دریای معرفت و تجربه، چون شناگری ناشی، صرفاً دست و پا می‌زند. دست و پا زدن او نه از سر مهارت، که از سر جهل و ترس است. نتیجه؟ غرقاب شدن. این همان تلاش‌هایی است که از آن‌ها با عنوان «علم اسباب‌بازی» یاد می‌کنم؛ علمی که گره‌های بی‌حاصل می‌زند و می‌گشاید و در نهایت نه تنها گره‌ای از کار فروبسته انسان باز نمی‌کند، بلکه او را در ظلمات جهل بیشتر فرو می‌برد.

در مقابل او، «سباح ساکن» قرار دارد. شناگری که در آشنایی با آب و رازهای آن، به سکونی درونی رسیده است. حرکت او نه از دست و پا زدنِ اضطراب‌آمیز، که از عُمقِ آرامش و مهارت او برمی‌آید. این سکون و آرامش، نشانهٔ تسلط است، نشانهٔ علم بیدارکننده. او «چون عمد» یعنی مانند ستونی استوار و محکم، بی‌هیچ تلاطم و لرزشی، در آب پیش می‌رود. این تصویر نشانگر آن است که معرفت حقیقی، انسان را به حالتی از «محو» می‌رساند؛ نه آنچنان محوی که در عدم فرو رود، بلکه محوی که از طریق حل شدن در هستی و فنا فی‌الله، به هستی برتری دست می‌یابد. به تعبیر مولانا «محو می‌باید نه نحو اینجا بدان». علم و معرفت حقیقی، شناگری در این دریاست، نه صرفاً نحوه‌شناسی و قواعد سطحی.

این سکون، عین حرکت است؛ حرکتی باطنی، عمیق و پرمایه. شناگر ساکن کسی است که به «علم بیدارکننده» دست یافته است؛ علمی که غفلت نمی‌آورد، بلکه جان را می‌افروزد و بیدار می‌کند. او که از «نوم عالم از عبادت به بود» بهره‌مند است. چنین شناگری، خود جزیره‌ای است در دریای معنوی مثنوی؛ جزیره‌ای که نه تنها خود را از غرقاب می‌رهاند، بلکه مسیر امن را به دیگران نیز نشان می‌دهد.

این بیت، نقدی عمیق بر تلاش‌های بی‌روح و بی‌بصیرت است؛ تلاش‌هایی که در تمام تاریخ، نه تنها گره‌گشا نبوده‌اند، بلکه بر پیچیدگی‌های جهان افزوده‌اند. مولانا به ما می‌آموزد که برای نفوذ در اقیانوس بیکران معرفت، نیازمند مهارت و آرامشی از جنس عشق و شهود هستیم، نه تلاطم بی‌حاصل عقل حسابگر یا حرکات تقلیدی.

نکات کلیدی

  • تلاش کورکورانه و فاقد بصیرت (اعجمی) در دریای معرفت به غرقاب می‌انجامد.
  • مهارت و سکون درونی (سباح ساکن) نتیجهٔ علم بیدارکننده و بصیرت است.
  • معرفت حقیقی، نیازمند «محو» شدن در تجربه است، نه صرفاً «نحو» (قواعد) شناسی سطحی.
  • حرکت پایدار و هدفمند، نه از دست و پا زدن، بلکه از تسلط و آرامش درونی ناشی می‌شود.
  • این بیت نقدی بر «علم اسباب‌بازی» و تمجیدی از «علم بیدارکننده» است.

Sources: d6-s86 · 01:11:48 d6-s86 · 01:33:32 d6-s87 · 00:07:46

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.