Oxu Dəftər 6 Əmirlərin bu dəlili cəbriyyə şübhəsi ilə müdafiə etməsi və şahın onlara cavab verməsi Beyt 403

M6:403 — گفت سلطان بلک آنچ از نفس زاد / ریع تقصیرست و دخل اجتهاد

گفت سلطان بلک آنچ از نفس زادریع تقصیرست و دخل اجتهاد
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:403

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سلطان گفت: «بلکه آنچه از نفس آدمی برمی‌خیزد، یا حاصل کوتاهی و غفلت است و یا درآمدی از کوشش و اجتهاد.» معنا: سلطان در این بیت تاکید می‌کند که هیچ عملی بی‌علت نیست؛ هر آنچه از انسان سر می‌زند، یا نتیجهٔ سستی و قصور خود اوست یا ثمرهٔ تلاش و جدیت اختیاری‌اش.

شرح

مولانا، آن شناگر دریای معارف، در مثنوی شریف پیوسته در پیِ تعادل بخشیدن به دو کفهٔ جبر و اختیار است. می‌دانیم که ایشان می‌خواهد حتی برای «عاقلان» که در مقابل عاشقان، در اقلیت نیستند، پاسخی قابل قبول فراهم آورد؛ نمی‌خواهد بگوید ما همگی مجبوریم و دستی از غیب هر حرکت ما را می‌گرداند. این بیت از زبان سلطان، پاسخی است قاطع به این دغدغه و تلاشی است بلیغ برای کاستن از بار جبر و افزودن بر وزن اختیار.

در این حکایت، امیران که گویی تحت تاثیر اندیشه‌های جبری قرار گرفته‌اند، هوشمندی و زیرکی «ایاز» را نه محصول کوشش او، بلکه «عنایت الهی» و «بخت» می‌دانند. می‌گویند: «این فنی است از عنایت‌هاش، کار جهد نیست.» این استدلال رایجِ بسیاری است؛ زیبایی ماه، بوی خوش گل، همه را عطای بی‌حسابِ خداوند می‌پندارند که تلاشی در آن دخیل نیست.

اما سلطان که در اینجا زبان مولاناست، این دیدگاه را صریحاً رد می‌کند. می‌گوید: «بلک آنچ از نفس زاد / ریع تقصیرست و دخل اجتهاد.» این سخن بسیار پرمعناست. «ریع» در اصطلاح کشت و زرع، به نمو و افزونی محصول اطلاق می‌شود؛ مثلاً می‌گویند «برنج ریع می‌کند»، یعنی حجمش افزایش می‌یابد و می‌نمودار می‌شود. «دخل» نیز به معنای درآمد و حاصل است. سلطان می‌فرماید هر آنچه از «نفس» انسان برمی‌خیزد، یعنی هر فعل و اثر و کرداری که از او سر می‌زند، دو گونه است و از این دو حال خارج نیست:

نخست: «ریع تقصیرست». یعنی اگر کوتاهی و سستی ورزیده‌ایم، اگر غفلتی کرده‌ایم، آن محصولِ منفی، آن نقصان، آن کمبود، زاییده و نمو یافتهٔ همان تقصیر ماست. چیزی نیست که از بیرون تحمیل شده باشد. درست مانند بذری که کاشته می‌شود و محصول می‌دهد، تقصیر و کوتاهی نیز بذری است که در زمین نفس کاشته می‌شود و «ریع» خود را به بار می‌آورد. اینجا اختیارِ ما در همان کوتاهی نکردن نهفته بود.

دوم: «دخل اجتهاد». اگر نتیجهٔ مثبتی عاید ما شده، اگر دستاوردی به دست آورده‌ایم، آن درآمد و آن حاصل، محصول کوشش و تلاش خود ماست؛ «اجتهاد» یعنی بذل نهایت سعی و جهد در کاری. این حاصل، نتیجهٔ انتخاب و ارادهٔ ما برای گام نهادن در مسیر کوشش بوده است. این تعبیر، تاکید بی‌کم‌وکاست بر عامل بودن انسان و نقش فعال او در ساختن سرنوشت خویش است.

مولانا برای تایید این دیدگاه، بلافاصله به داستان توبهٔ آدم استناد می‌کند. اگر جبری در کار بود، آدم پس از خطا به خدا نمی‌گفت: «ربنا انا ظلمنا نفسنا» (پروردگارا، ما به خودمان ستم کردیم). بلکه باید می‌گفت: «خدایا، این گناه از بخت من بود، چون قضای تو چنین بود، حزم و تدبیر من چه سودی داشت؟» اما آدم مسئولیت گناهش را پذیرفت و به خویشتن ظلم را نسبت داد، و این خود دلیلی آشکار بر اختیار اوست. این نگاه مولانا، نگاهی توانمندساز و امیدبخش است که انسان را از ورطهٔ سستی و بهانه‌جویی می‌رهاند و به سوی تلاش و مسئولیت‌پذیری فرامی‌خواند.

نکات کلیدی

  • انسان در قبال تمام اعمال خود مسئول است و نقش فعالی در شکل‌گیری نتایج دارد.
  • این بیت دیدگاه‌های جبری‌مسلکی را که هر پدیده را صرفاً به عنایت یا بخت الهی نسبت می‌دهند، رد می‌کند.
  • هر نتیجهٔ منفی و نقصان در زندگی، محصول مستقیم کوتاهی و غفلت خودِ انسان است.
  • هر دستاورد و موفقیت، حاصل تلاش، کوشش و اجتهاد اختیاری انسان است.
  • دیدگاه مولانا در اینجا تعادل‌بخش میان جبر و اختیار است و بر اهمیت ارادهٔ آزاد انسان تأکید می‌کند.

Sources: d6-s10 · 00:17:09 d6-s10 · 00:18:19 d6-s10 · 00:20:18

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.