Oxu Dəftər 6 O şəxsin sevincli, məqsədinə çatmış, Allaha şükür edərək, səcdə edərək və Allahın işarələrinin qəribəliklərinə və onların təvillərinin heç bir ağılın və dərrakənin çatmadığı bir şəkildə zühuruna heyran qalaraq geri dönməsi Beyt 4362

M6:4362 — امنشان از عین خوف آمد پدید / لاجرم باشند هر دم در مزید

امنشان از عین خوف آمد پدیدلاجرم باشند هر دم در مزید
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:4362

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: امنیتشان از دل خودِ هراس آشکار شد، لاجرم پیوسته در حال فزونی‌اند. معنا: مولانا در این بیت می‌فرماید که عارفان به دلیل عبور از رنج‌ها و خطرات به امنیتی می‌رسند که خودِ این امنیت از درون هراس زاده می‌شود و همین امر موجب رشد دائمی آن‌هاست.

شرح

مولانا در این بیت، که بلافاصله پس از توصیف عارفان به «گذرکنندگان از دریای خون» می‌آید، به ما نشان می‌دهد که امنیت حقیقی برای سالکان طریقت، پدیده‌ای متناقض‌نما و شگفت‌انگیز است. این امنیت، نتیجهٔ دوری از خوف نیست، بلکه از «عین خوف» یعنی از خودِ ماهیت و جوهر هراس برمی‌خیزد. این نکته‌ای عمیق است: امنیت عارفانه، صرفاً آرامشی پس از طوفان نیست؛ بلکه کیفیتی از آرامش است که در دل و متنِ خودِ خطر و هراس شکل می‌گیرد. این دو ضد، یعنی امن و خوف، به ظاهر متعارض، در باطن برای عارف به هم پیوسته‌اند؛ به گونه‌ای که گاه امن در خوف و گاه خوف در امن می‌نشیند. سالک با مواجهه با خوف‌ها و عبور شجاعانه از آن‌هاست که به امنیت دست می‌یابد، نه با گریز و نادیده انگاشتنشان.

این «آمد پدید» از عین خوف، نشانگر یک فرآیند تحول درونی است. همان‌گونه که در الطاف خفیهٔ حق می‌بینیم که گاه هدایت از دل ضلالت و مغفرت از دل گناه سر برمی‌آورد، اینجا نیز امنیت از دل خوف زاده می‌شود. این لطف خفیِ پروردگار است که پادزهر را در دل زهر می‌نشاند. عارف می‌آموزد که همواره «بی‌وجا» نباشد؛ یعنی هیچ محسن و نیکوکاری نباید خود را از ترس لغزش و خطا ایمن بداند، حتی پیامبران نیز هر روز از خدا صراط مستقیم را طلب می‌کردند. همین هراسِ مقدس، هراس از گمراهی و خودفریبی، است که او را در مسیر هوشیار و بیدار نگه می‌دارد. این خوف، نه فلج‌کننده، بلکه حیاتی‌بخش است، زیرا مانع از عجب و خودبینی می‌شود و سبب می‌شود انسان همیشه بر لبهٔ تیغ احتیاط حرکت کند.

نتیجهٔ این ارتباط پارادوکسیکال امن و خوف، همان «لاجرم باشند هر دم در مزید» است. یعنی این حالت ایمنی که از دل هراس می‌آید، امری ثابت و ایستا نیست، بلکه دائمی و افزاینده است. هر لحظه، عارف در حال پیشرفت و فزونی است؛ پیشرفتی که با هر مواجهه با خوف و هر گام شجاعانه در مسیر، عمیق‌تر و پایدارتر می‌شود. این یک رشد دائمی در سایهٔ بیداری و احتیاط است، نه در غفلت و امنیت کاذب. این امنیت، برخلاف امنیت فانی دنیوی، با هر آزمون و رنج، بیشتر می‌شود و سالک را به مراتب بالاتری از بصیرت و آرامش می‌رساند.

نکات کلیدی

  • امنیت حقیقی عارفان، از دل مواجهه با هراس‌ها و خطرات پدید می‌آید، نه با گریز از آنها.
  • در نگاه مولانا، اضداد (چون امن و خوف) در سطح عالیِ معرفت، به هم پیوسته و حتی زایندهٔ یکدیگرند.
  • این امنیت نه یک حالت ایستا، بلکه یک فرآیند رشد دائمی و افزاینده برای سالک است.
  • هراس مقدس از خطا و لغزش، بخشی حیاتی از مسیر معنوی است که مانع از خودبینی و غفلت می‌شود.
  • این بیت جلوه‌ای از «لطف خفی» الهی را نشان می‌دهد که پادزهر را در دل زهر می‌نشاند.

Sources: d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.