Oxu› Dəftər 6› Aşiqin hekayəsi: Gecə yarısı məşuqəsinin söz verdiyi otağa gəldi. Bir müddət gözlədi və yuxuya getdi. Məşuqə sözünü yerinə yetirmək üçün gəldi, onu yatmış tapdı, cibini qozla doldurdu, onu yatmış qoyub getdi› Beyt 631
M6:631 — چند نازی تو بدین مستی بس است / بر سر هر کوی چندان مست هست
M6:631
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
به حالت ابتدایی سرمستی روحانی خود مغرور نشو، چون این یک مرحلۀ عام و ابتدایی در راه سلوک است و هزاران نفر دیگر نیز به آن رسیدهاند.
در این بخش از مثنوی، مولانا سالک راه حق را تشویق میکند که از یک مرحله روحانی به مرحلۀ بالاتر حرکت کند. بیت قبلی میگوید: «از مستی بگذر و کسی شو که به دیگران مستی میبخشد.» این بیت، همان فکر را ادامه میدهد.
منظور از «مستی» در اینجا، شور و هیجان و بیخودی اولیهای است که سالک در ابتدای راه معنوی تجربه میکند. این حالت، اگرچه ارزشمند است، اما یک منزلگاه موقتی است، نه مقصد نهایی. مولانا هشدار میدهد که سالک نباید به این دستاورد اولیه خود مغرور شود و به آن بنازد. او با گفتن اینکه «در هر کوچه و بازار هزاران مست پیدا میشود»، این حالت را یک تجربۀ نسبتاً عام و فراوان معرفی میکند. به عبارت دیگر، رسیدن به این سطح از سرمستی روحانی، هنر بزرگی نیست که انسان به آن افتخار کند.
پیام اصلی این است که سالک باید از این مرحله عبور کرده و به سوی کمال و پختگی بیشتر حرکت کند. او باید از مقام یک «مست» (کسی که فقط حالت را میگیرد) به مقام «مستیبخش» (کسی که منبع فیض و الهام برای دیگران میشود) برسد. این بیت، دعوتی است برای فروتنی و تلاش مداوم در مسیر روحانی، و پرهیز از توقف در مراحل ابتدایی.
- نازی
- افتخار میکنی، فخر میفروشی
- بدین
- به این
- کوی
- کوچه، محله
- چندان
- بسیار، به آن اندازه
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.