Oxu Dəftər 6 Siddiqin (Allah ondan razı olsun) Bilalın (Allah ondan razı olsun) başına gələnləri və yəhudilərin ona etdiyi zülmləri, onun “Əhəd, Əhəd” deməsini təkrarən danışması və yəhudilərin kininin artması. Bu hadisəni Mustafa əleyhissalamın hüzurunda danışması və onu satın almaq barədə məsləhətləşməsi Beyt 985

M6:985 — مستمع چون یافت هم‌چون مصطفی / هر سر مویش زبانی شد جدا

مستمع چون یافت هم‌چون مصطفیهر سر مویش زبانی شد جدا
✦ Bu beyti Azərbaycanca dilində render edin

M6:985

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — onun Məsnəvi mühazirələrinin səs yazılarından

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که شنونده‌ای همچون مصطفی یافت، هر سر مویش به زبانی جداگانه مبدل شد. معنا: این بیت بیانگر آن است که وجود یک شنوندهٔ کامل و پذیرنده، گوینده را چنان برانگیخته می‌کند که بیانی بی‌حد و حصر از او سر می‌زند.

شرح

این بیت در شرح داستان بلال حبشی و تلاش ابوبکر صدیق برای آزادی او از بند مالک ظالمش، در میانهٔ گفتگوی ابوبکر با پیامبر اکرم (ص)، نکته‌ای بس عمیق را به تصویر می‌کشد. ابوبکر در حال بیان حال بلال و شرح ظلم روا رفته بر اوست و پیامبر شنونده‌ای با تمام وجود. مولانا به زیبایی بیان می‌کند که چون ابوبکر پیامبر را چنین مستمعی تمام‌عیار یافت، رغبتش به سخن گفتن فزونی گرفت و «هر سر مویش زبانی شد جدا». این تعبیری است از فوران سخن و اوج فصاحت که در حضور مستمعی شایسته، از گوینده‌ای متأثر از حقیقت، سر می‌زند. گویی تمام وجودش به زبان مبدل می‌شود تا حقایق را بازگوید.

این نکته‌ای کلیدی در عرفان و به‌ویژه در روش مولاناست. شنونده بودن، یک امر منفعل نیست؛ بلکه عملی فعال و خلاقانه است. یک شنوندهٔ حقیقی، همچون مصطفی که در اینجا نماد اوست، با تمام هوش و گوش و قلب خود حضور دارد، و این حضور خود، الهام‌بخش گوینده می‌شود. به تعبیری، زبانِ درونیِ گوینده تنها در گرو گوش بیرونیِ شنونده گشوده می‌شود. همان‌طور که مولانا خود در جایی فرمود:

حرام دارم با دیگران سخن گفتن و چون حدیث تو آید سخن دراز کنم

این بیت نشان می‌دهد که چطور در محضر چنین گوش شنوایی، سخنانی که شاید در دل حبس شده بودند، مجال ظهور می‌یابند و از جان و روان گوینده سرریز می‌شوند. این یک پیوند قدسی است؛ پیوندی که در آن، شنونده با پذیرندگی خود، گوینده را به اوج بیان می‌رساند و زبان را به شکوفایی وامی‌دارد. در واقع، اینجاست که زبان نه فقط وسیله‌ای برای انتقال معنا، که خود یک رویداد و پدیده‌ای وجودی می‌شود؛ تولد کلام در حضور فهم.

نکات کلیدی

  • شنوندهٔ شایسته، الهام‌بخش سخن‌گویی بی‌کران است.
  • حضور تمام‌عیار شنونده‌ای چون مصطفی، موجب فوران فصاحت می‌شود.
  • زبان درونی گوینده در گرو گوش بیرونی و پذیرنده گشوده می‌گردد.
  • رابطهٔ گوینده و شنونده در عرفان، پیوندی متقابل و خلاق است.
  • درک عمیق، کلام را به پدیده‌ای وجودی مبدل می‌کند؛ نه فقط وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات.

Sources: d6-s21 · 00:46:04

به زبانِ تو — Sənin dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.