Divani-Şəms Qəzəl 1002 Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۰۰۲

  1. قیصر از آن قصر به چه میل کرد چه چو بهشتی شد و قصر مشید

G1002:4

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 چونک کمند تو دلم را کشید·یوسفم از چاه به صحرا دوید
  2. 2 آنک چو یوسف به چهم درفکند·باز به فریادم هم او رسید
  3. 3 چون رسن لطف در این چه فکند·چنبره دل گل و نسرین دمید
  4. 4 قیصر از آن قصر به چه میل کرد·چه چو بهشتی شد و قصر مشید
  5. 5 گفتم ای چه چه شد آن ظلمتت·گفت که خورشید به من بنگرید
  6. 6 هر که فسردست کنون گرم شد·جمره عشقت بگدازد جلید
  7. 7 قیصر رومست که بر زنگ زد·اوست که ترسابچه خواندش فرید
  8. 8 پرتو دل بود که زد بر سعیر·پر شد و بشکافت که هل من مزید
  9. 9 دوزخ گفتش که مرا جان ببخش·تا بخورم هرک ز یزدان برید
  10. 10 برگذر از آتش ای بحر لطف·ور نه بمردم تبشم بفسرید
  11. 11 گفت که ای آتش قوم مرا·زود به من ده که خداشان گزید
  12. 12 جمله یکایک به کف او سپرد·گفت که نار تو ز نورم رهید
  13. 13 تافت ز تبریز رخ شمس دین·شمس بود نور جهان را کلید

ganjoor: sh1002 · public domain