Divani-Şəms Qəzəl 1139 Beyt 7 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۱۳۹

  1. اگر به خواب گریزی به خواب دربینی جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار

G1139:7

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 مجوی شادی چون در غمست میل نگار·که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار
  2. 2 اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو·قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار
  3. 3 درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی·بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار
  4. 4 کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست·ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار
  5. 5 غبارهاست درون تو از حجاب منی·همی‌برون نشود آن غبار از یک بار
  6. 6 به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن·رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار
  7. 7 اگر به خواب گریزی به خواب دربینی·جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار
  8. 8 تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست·برای مصلحتی راست در دل نجار
  9. 9 از این سبب همه شر طریق حق خیرست·که عاقبت بنماید صفاش آخر کار
  10. 10 نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها·همی‌بمالد آن را هزار بار هزار
  11. 11 که تا برون رود از پوست علت پنهان·اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار
  12. 12 تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری·شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

ganjoor: sh1139 · public domain