Divani-Şəms› Qəzəl 1227 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G1227 · 16 beyt
غزل شمارهٔ ۱۲۲۷
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G1227:1 رویش خوش و مویش خوش وآن طره جعدینشصد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش
- G1227:2 هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آردشیرینتر و نادرتر زآن شیوه پیشینش
- G1227:3 آن طره پرچین را چون باد بشوراندصد چین و دو صد ماچین گم گردد در چینش
- G1227:4 بر روی و قفای مه سیلی زده حسن اوبر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش
- G1227:5 آن ماه که میخندد در شرح نمیگنجدای چشم و چراغ من دم درکش و میبینش
- G1227:6 صد چرخ همیگردد بر آب حیات اوصد کوه کمر بندد در خدمت تمکینش
- G1227:7 گولی مگر ای لولی این جا به چه میلولی؟!رو صید و تماشا کن در شاهی شاهینش
- G1227:8 گر اسب ندارد جان پیشش برود لنگانبنشاند آن فارس جان را سپس زینش
- G1227:9 ور پای ندارد هم سر بندد و سر بنهدمانند طبیب آید آن شاه به بالینش
- G1227:10 عشقست یکی جانی دررفته به صد صورتدیوانه شدم باری من در فن و آیینش
- G1227:11 حسن و نمک نادر در صورت عشق آمدتا حسن و سکون یابد جان از پی تسکینش
- G1227:12 بر طالع ماه خود تقویم عجب بست اوتقویم طلب میکن در سوره والتینش
- G1227:13 خورشید به تیغ خود آن را که کُشد ای جاناز تابش خود سازد تجهیزش و تکفینش
- G1227:14 فرهاد هوای او رفتهست به که کندنتا لعل شود مرمر از ضربت میتینش
- G1227:15 من بس کنم ای مطرب بر پرده بگو این رابشنو ز پس پرده کر و فر تحسینش
- G1227:16 خامش که به پیش آمد جوزینه و لوزینهلوزینه دعا گوید حلوا کند آمینش
ganjoor: sh1227 · public domain