Divani-Şəms› Qəzəl 1227› Beyt 2 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۲۲۷
- هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد شیرینتر و نادرتر زآن شیوه پیشینش
G1227:2
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 رویش خوش و مویش خوش وآن طره جعدینش·صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش
- 2 هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد·شیرینتر و نادرتر زآن شیوه پیشینش
- 3 آن طره پرچین را چون باد بشوراند·صد چین و دو صد ماچین گم گردد در چینش
- 4 بر روی و قفای مه سیلی زده حسن او·بر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش
- 5 آن ماه که میخندد در شرح نمیگنجد·ای چشم و چراغ من دم درکش و میبینش
- 6 صد چرخ همیگردد بر آب حیات او·صد کوه کمر بندد در خدمت تمکینش
- 7 گولی مگر ای لولی این جا به چه میلولی؟!·رو صید و تماشا کن در شاهی شاهینش
- 8 گر اسب ندارد جان پیشش برود لنگان·بنشاند آن فارس جان را سپس زینش
- 9 ور پای ندارد هم سر بندد و سر بنهد·مانند طبیب آید آن شاه به بالینش
- 10 عشقست یکی جانی دررفته به صد صورت·دیوانه شدم باری من در فن و آیینش
- 11 حسن و نمک نادر در صورت عشق آمد·تا حسن و سکون یابد جان از پی تسکینش
- 12 بر طالع ماه خود تقویم عجب بست او·تقویم طلب میکن در سوره والتینش
- 13 خورشید به تیغ خود آن را که کُشد ای جان·از تابش خود سازد تجهیزش و تکفینش
- 14 فرهاد هوای او رفتهست به که کندن·تا لعل شود مرمر از ضربت میتینش
- 15 من بس کنم ای مطرب بر پرده بگو این را·بشنو ز پس پرده کر و فر تحسینش
- 16 خامش که به پیش آمد جوزینه و لوزینه·لوزینه دعا گوید حلوا کند آمینش
ganjoor: sh1227 · public domain