Divani-Şəms Qəzəl 1245 Beyt 7 ← əvvəlki

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۲۴۵

  1. چونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دست آنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش

G1245:7

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش·و آنک می‌کرد او کرانه در میان آوردمش
  2. 2 آنک عشوه کار او بد عشوه‌ای بنمودمش·و آنک از من سر کشیدی کشکشان آوردمش
  3. 3 آنک هر صبحی تقاضا می‌کند جان را ز من·از تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش
  4. 4 جان سرگردان که گم شد در بیابان فراق·از بیابان‌ها سوی دارالامان آوردمش
  5. 5 گفت جان من می‌نیایم تا بننمایی نشان·کو نشان کو مهر سلطان من نشان آوردمش
  6. 6 مهربانی کردن این باشد که بستم دست دزد·دست بسته پیش میر مهربان آوردمش
  7. 7 چونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دست·آنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش

ganjoor: sh1245 · public domain